ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٠٢ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
و گفتهاند هركه بطهارت[١] بخسبد جان ويرا دستور باشد[٢] تا گرد عرش طواف كند و خدايرا سجود كند [و] خداى عزّ و جلّ[٣] ميگويد و جعلنا نومكم سباتا.
استاد ابو على گويد كسى پيش پيرى گله كرد از بسيارى خواب[٤] گفت [برو[٥]] شكر كن بر عافيت [كه] بسيار بيمار است اندر آرزوى يك ساعت[٦] خواب كه تو از آن شكايت[٧] ميكنى.
و گفتهاند بر ابليس هيچيز دشوارتر[٨] از خواب عاصى نيست گويد كى بود كه[٩] بيدار شود تا [خداى را] معصيت كند.
و گفتهاند كه نيكوترين حال عاصى [را] آن [وقت[١٠]] بود كه بخسبد اگر خيرى نكند بارى شرّى از وى نيايد[١١].
از استاد ابو على شنيدم كه گفت شاه كرمانى بيخوابى عادت[١٢] كرده بود وقتى خواب بر وى غلبه كرد[١٣]، حق [سبحانه و تعالى] را بخواب ديد پس
[١] - مب: بر طهارت.
[٢] - مب: دستورى دهند.
[٣] - مب: تعالى.
[٤] - مب: فرا بعضى از مشايخ از بسيارى خواب گله كرد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: يك شبه.
[٧] - مب: و تو از وى گله.
[٨]- مب: هيچ سختتر و دشوارتر.
[٩] - مب: باشد كى.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: كى اگر وقت ويرا نبود بارى بر وى نبود. بمتن عربى نزديكتر است.
[١٢] - مب: خوى.
[١٣] - مب: يك راه خوابش گرفت.