ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٧٥ - باب چهل و دوم در تصوّف
كردن است از اعتراض.
حصرى گويد صوفى آنست كه او را بعد از گم شدن او بازنيابيد و بعد از يافتن گم نشود[١] و درين اشكالى است معنيش آن بود كه چون آفات ازو نيست شود ديگربار آن آفات درو بازنيابند و آنكه گفت كه بعد از يافتن گم نشود يعنى كه چون بحقيقت آراسته شد بعد از آن بهيچيز از مخلوقات باز ننگرد كه بدان سبب از مقام خويش بيفتد، حادثات در او[٢] اثر نكند.
و گفتهاند صوفى آن بود كه از خويشتن ربوده بود بدانچه از حق برو تافته بود[٣].
و گفتهاند صوفى مقهور بود بتصريف ربوبيّت، مستور[٤] بود بتصريف عبوديّت[٥].
خرّاز[٦] گويد اندر جامع قيروان [بودم[٧]] روز آدينه مردى [را] ديدم [كه] اندر صف همىگشت و ميگفت صدقه دهيد مرا[٨] كه من صوفى بودم[٩]
[١] - مب: بازنيابند پس از عدمش و گم نكنند پس از وجودش.
[٢] - مب: يعنى چون از آفات گشت با سر آن نشود و چون روى فرا حق كرد از آن بنيوفتد و حوادث در وى.
[٣] - مب: كى آنچ از حق برو تافته باشد ازو بيرون مىتابد. غلط است. اصل: مطابق متن عربى است.
[٤] - مب: مشهور. خلاف متن عربى است.
[٥] - متن عربى اضافه دارد: و يقال الصوفى لا يتغير فان تغير فلا يتكدر. و گفتهاند صوفى تغير نپذيرد و اگر پذيرد كدورت نگيرد يعنى بخداى بازمىگردد و صافى مىشود.
[٦] - اصل: حداد. غلط است.
[٧] - مب: ندارد.
[٨]- مب: بر من صدقه دهيد.
[٩] - مب: بودهام.