ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٤٢ - باب چهارم در توبه
ابو نصر سرّاج طوسى گويد سهل بن عبد اللّه را پرسيدند هم از توبه[١] وى نيز گفت آنك گناه را فراموش نكنى، جنيد را پرسيدند هم از توبه[٢] وى گفت آنك گناه را فراموش كنى. ابو نصر گفت سهل اشارت باحوال مريدان كرد كى يكبار ايشانرا بود و يكبار بر ايشان و جنيد اشارت فرا توبه محقّقان كرد [كه] گناه ياد نكنند از آنچه اندر دل ايشان بود از عظمت خداى عزّ و جلّ و دوام ذكر.
رويم را پرسيدند از توبه گفت[٣] توبه كردن از توبه.
ذو النّون مصرى را پرسيدند از توبه، گفت [توبه] عوام از گناه [بود] و توبه خواصّ از غفلت.
نورى را پرسيدند از توبه، گفت توبه آنست كه از هرچه دون از خدايست عزّ و جلّ توبه كنى.
عبد اللّه بن علىّ بن محمّد التميمى گويد فرق بسيار بود ميان تائبى كى توبه وى از زلّات[٤] بود و ميان تائبى كى توبه وى از غفلات بود و ميان تائبى كه توبه وى از رؤيت حسنات بود.
واسطى گويد توبه نصوح آن بود كى بر صاحب او اثر معصيت نماند پنهان و آشكارا و هركه توبه وى نصوح بود باك ندارد كه چون خسبد و چون خيزد[٥].
يحيى بن معاذ گويد يا رب نگويم كه توبه كردم و نيز باز آن نگردم[٦] و ضمان
[١] - اصل: ازين.
[٢] - اصل: ازين.
[٣] - مب: توبه آن بود كى هرچه دون خداى است از آن توبه كنى. هم رويم را پرسيدند از توبه گفت. اصل: مطابق متن عربى است. قول اول در متن عربى منسوبست به ابو الحسين نورى.
[٤] - مب: از ديدن زلات.
[٥] - اصل: بامداد و شبانگاه وى از هرگونه كه باشد پاك برآرد. ظ: باك ندارد.
[٦] - مب: باز سر آن نشوم.