ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٤٨ - باب چهل و هشتم در معرفت
شبلى گويد عارف بغير ازو[١] ننگرد و سخن غير او[٢] نشنود و خويشتن را جز از وى نگهبان[٣] نبيند.
[و گويند عارف انس گرفت بذكر خداى تعالى و از خلق مستوحش شد، نياز بخداى تعالى برد و از خلق بىنياز شد و خداوند را تواضع نمود تا در ميان خلق عزيز شد[٤]].
[بو طيّب سامرّى گويد معرفت بر آمدن حق است بر اسرار بمواصلت پيوستگى انوار[٥]].
ابو سليمان دارانى گويد كه عارف را اندر بستر فتوحها بود كه اندر نماز ويرا آن نبود[٦].
جنيد گويد عارف آنست كه حق از سرّ او[٧] سخن گويد و وى خاموش بود[٨]
رويم گويد رياء عارفان فاضلتر از اخلاص مريدان.
[١] - مب: بغير او.
[٢] - مب: جز از وى. متن عربى: و لا لكلام غيره لافظا: و سخن غير او بر زبان نيارد.
هر دو ترجمه غلط است.
[٣] - مب: نگهدار.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - متن عربى اضافه دارد: العارف فوق ما يقول و العالم دون ما يقول. عارف برتر از آنست كه مىگويد و عالم فروتر از آنست كه مىگويد.
[٦] - مب: خداى عز و جل عارف را بر فراش آن دهد كى در نمازش دهد.( ظ: ندهد).
[٧] - مب: از اسرار وى.
[٨]- مب: باشد. متن عربى اضافه دارد: و قال ذو النون لكل شىء عقوبة و عقوبة العارف انقطاعه عن ذكر اللّه. ذو النون گفت هرچيز را عقوبتى است و عقوبت عارف آنست كه از ذكر خداى تعالى بازماند.