ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٩١ - باب سى و ششم در خلق
فضيل [عياض] گويد اگر بنده همه نيكويها بكند و مرغى خانگى[١] دارد و باوى نيكوئى نكند او از جمله محسنان نباشد.
و گويند عبد اللّه عمر[٢] چون يكى را ديدى از بندگان خويش كه نماز نيكوتر كردى ويرا آزاد [كردى] همه بندگان وى بدانستند [اين عادت[٣]] برؤيت او نماز نيكو كردندى[٤] [و وى[٥]] ايشانرا آزاد همىكردى [روزى[٦]] فرا وى[٧] گفتند اين نماز بديدار تو همىكنند[٨] [نيكوتر[٩]]. گفت هركه ما را در كار خداى عزّ و جلّ بفريبد ما تن فرا فريب او[١٠] دهيم.
جنيد حكايت كند از حارث محاسبى كه گفت سه چيز نيابند با سه چيز[١١]، روى نيكو با صيانت و سخن نيكو[١٢] با امانت. و دوستى كردن با وفا.
عبد اللّه بن محمّد الرازى گويد خلق آنست كه آنچه تو كنى حقير[١٣] دارى و آنچه با تو كنند بزرگ دارى.
احنف قيس را گفتند خلق از كه آموختى گفت از قيس بن عاصم المنقرى گفتند چه ديدى [تو[١٤]] از خلق وى گفت نشسته بود[١٥] اندر سراى خويش [و]
[١] - مب: و ما كيانى.
[٢] - مب: عبد اللّه بن محمد. اصل: مطابق متن عربى است.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: نماز نيكو مىكردند برؤيت وى.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: او را.
[٨] - مب: ايشان برؤيت تو نماز مىكنند.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: در فريب وى.
[١١]- مب: عزيز است و ما از آن هيچ بهره نيافتيم.
[١٢] - مب: و آواز خوش. متن عربى: و حسن القول. تاب هر دو معنى را دارد زيرا قول بمعنى آواز خواندن نيز آمده است.
[١٣] - مب: محقر.
[١٤] - مب: ندارد.
[١٥] - مب: بودم. غلط است از ناسخ يا مترجم.