ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥١٥ - باب چهل و ششم در توحيد
حصرى اندر توحيد سخن ميگفت. گفت دو فريشته [را] ديدم كه بآسمان[١] همى شدند يكى فرا ديگرى گفت[٢] اينكه اين مرد ميگويد علم است نه توحيد يعنى كه ميان خواب و بيدارى بودم.
فارس گويد توحيد بيفكندن وسائط بود بوقت غلبه حال [و] بازآمدن [با آن[٣]] در وقت احكام[٤] و بدانستن [كه نيكوئى[٥]] بنگرداند اقسام را[٦] از شقاوت و سعادت.
شبلى گويد توحيد صفت موحّد بود [بحقيقت و حليه موحّد بود] اندر رسم.
جنيد را پرسيدند از توحيد خاص، گفت آنك بنده خويشتن را در پيش مجارى تقدير حق افكنده بود تا احكام قدرت او، در بحار توحيد او، برو ميرود بفناء او، از نفس او و از دعوت خلق او را، و از استجابت او بحقايق وجود او و وحدانيّت او در حقيقت قرب او، بذهاب حسّ و حركت او، بيستادن حق او را در آنچه مراد اوست ازو و آن آن بود كه آخر حال بنده باز آن گردد كه اوّل بوده است و باشد چنانك بود پيش از آنك بود.
بوشنجى را پرسيدند از توحيد، گفت كه صفات او بصفات خلق نماند[٧].
سهل بن عبد اللّه را پرسيدند از توحيد، گفت ذات خداى موصوف است بعلم
[١] - مب: بر آسمان.
[٢] - مب: و با يكديگر.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: نزديك احكام و حسنات.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - متن عربى: فان الحسنات لا تغير الاقسام زيرا اعمال نيك قسمت را تغيير ندهد.
[٧] - مب: ذاتش بهيچ چيز نماند و صفاتش نفى نتوان كرد. متن عربى: غير مشبه الذات و لا منفى الصفات. آنكه خدا را در ذات شبيه ندانى( تا از جمله مشبهه نباشى) و صفات وى را نفى نكنى( تا از معطله نباشى).