ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤١٣ - باب سى و هفتم در جود و سخا
زن اندكى خواست و تو چندين دادى گفت او بقدر حاجت خواست و ما بقدر خويش داديم.
يكى گويد بكوفه اندر مسجد اشعث نماز كردم[١] نماز بامداد و بطلب غريمى شده بودم چون از نماز سلام دادم اندر پيش هر كسى تايى حلّه و جفتى نعلين بنهادند پيش من نيز همچنان بنهادند گفتم چيست اين گفتند اشعث از مكّه بازآمده است و اين اهل مسجد او راست گفتم من بسبب غريمى آمدهام، از اهل وظيفت او نيستم گفتند اين آنراست كه آنجا حاضر است[٢]].
گويند چون شافعى را رضى اللّه عنه اجل[٣] نزديك آمد گفت فلان مرد را[٤] گوئيد تا مرا بشويد و آن[٥] مرد غائب بود چون [مرد بازآمد[٦]] او را [از آن[٧]] خبر دادند آن مرد جريده[٨] او بخواست و هفتاد هزار درم اوام شافعى بود رضى اللّه عنه[٩] بگزارد گفت اين شستن من است او را.
گويند چون شافعى [رضى اللّه عنه] [از صنعا[١٠]] با مكه آمد ده هزار دينار[١١] با او بود گفتند بدين ضياعى بايد خريد يا گوسفند، از بيرون مكّه خيمه بزد و دينار ده هزار فرو ريخت، هركه درآمد يك مشت زر بوى داد[١٢]، چون
[١] - اصل: اندر مسجد نماز كردم در مسجد اشعث. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: چون وفات شافعى رضى اللّه عنه.
[٤] - مب: وصيت كرد كى فلان كس را.
[٥] - مب: و اين.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: تذكره وى.
[٩] - مب: هفتاد هزار درم وام يافت در آنجا وام وى.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١]- مب: درم. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٢] - مب: بدين ضياعى خر، خيمه بر در مكه بزد و آن درم فروريخت هر كى در پيش او منى- رفت مشت مشت بوى مىداد. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.