ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٨٩ - باب بيست و چهارم اندر مراقبت
كه او را مىبينى دانى كه او ترا مىبيند[١] گفت راست گفتى[٢] [و حديث تا آخر[٣]].
استاد امام گويد رحمه اللّه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم باين قول كه گفت[٤] اگر تو او را نبينى دانى كه او ترا مىبيند اشارت بمراقبه كرد زيرا كه مراقبت دانش بنده بود باطّلاع حق بر وى و استدامت اين علم مراقبت [خداى] بود و اين اصل همه چيزها بود و [كس] بدين درجه نرسد مگر پس از آنك از محاسبه خويش فارغ شده باشد و چون شمار گذشت خويش[٥] بكند و حال خويش اندر وقت باصلاح آرد و طريق [حق][٦] را ملازمت كند و ميان خويش و خداى نيكو كند بمراعات دل، و انفاس خويش با خداى[٧] نگاه دارد در همه احوال و داند كه [حق سبحانه و تعالى] او را مىبيند[٨] و بدل او نزديكست، احوال او ميداند [و افعال او مىبيند] و اقوال او مىشنود، و هركه ازين جمله غافل بود[٩] او دور است از بدايات وصلت فكيف از حقايق[١٠] قربت.
جريرى گويد هركه حاكم نكند ميان خويش و ميان خداى تقوى را و مراقبت را، بكشف مشاهده نرسد.
[از استاد ابو على رحمه اللّه شنيدم كه اميرى بود و ويرا وزيرى بود و در پيش او بيكى از غلامان او نگريست كه بر سر او ايستاده بود بىتهمتى كه در دل او
[١] - مب: احسان آن بود كه چون خداى تعالى را پرستى چنان دانى كه او را همىبينى اگر نتوانى بارى چنان دانى كه او ترا مىبيند.
[٢] - مب: گفت صدقت.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: آنك پيغامبر گفت ٧:
[٥] - مب: مگر پس از آن كى فارغ شده باشد از حساب خويش چون حساب.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: با حق عز و علا.
[٨] - مب: آنچه از وى مىرود مىداند و نگاه مىدارند.
[٩]- مب: و هرك ازين معنى غايبست.
[١٠] - مب: و حقايق. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.