ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٠٥ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
كتّانى گويد پيغامبر را[١] صلّى اللّه عليه [و سلّم[٢]] بخواب ديدم [كه] مرا گفت هركس كه خويشتن را بچيزى بيارايد كه خداوند تعالى از آن، خلاف آن داند حق او را دشمن گيرد[٣].
هم كتّانى گويد پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم[٤] بخواب ديدم گفتم چه دعا كنم تا دل من نميرد[٥] گفت هر روز چهل بار بگوى. يا حىّ يا قيّوم يا لا اله الّا انت.
حسن بن[٦] على سلام اللّه عليهما عيسى را ٧[٧] بخواب ديد [ويرا] گفت اگر انگشترى كنم نقش نگين وى[٨] چكنم گفت لا اله الّا اللّه الملك الحقّ المبين كه [اين[٩]] آخر انجيل است.
ابو يزيد گويد حق [سبحانه و] تعالى را بخواب ديدم گفتم [خدايا] راه چگونه است بتو[١٠] گفت نفس دست بدار[١١] و بيا.
[گويند] احمد خضرويه حق را بخواب ديد [كه] گفت يا احمد همه مردمان
[١] - مب: رسول را.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: هر كى خويشتن بمردمان نمايد بچيزى كى خداى تعالى از وى بخلاف آن داند كى نه خداوند تعالى ويرا علامتى گرداند. اصل: مطابق متن عربى است.
[٤] - مب: رسول را ٧.
[٥] - مب: دعايى كن تا خداى تعالى دل مرا بنميراند. مطابق متن عربى است.
[٦] - اصل، مب: حسين. مطابق متن عربى نوشته شد.
[٧] - مب: رضى اللّه عنه عيسى بن مريم را صلوات اللّه عليه.
[٨]- مب: اگر خواهم كى نقش نگين انگشترى كنم. متن عربى: انى اريد ان اتخذ خاتما فما الذى اكتب عليه. من خواهم كه انگشترى سازم بر وى چه نويسم.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: راه بتو چونست.
[١١] - مب: خويشتن را بگذار.