ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٥١ - باب سى و سيم در ذكر
[از استاد ابو على شنيدم كه از بعضى پيران اين بيت روايت كرد.
شعر:
|
ما ان ذكرتك الّا همّ يزجرنى |
قلبى و سرّى و روحى عند ذكراكا |
|
|
حتّى كأنّ رقيبا منك يهتف بى |
ايّاك ويحك و التّذكار ايّاكا[١]] |
|
از خصايص ذكر[٢] آنست كه ذكر ما را در مقابله ذكر خويش نهادست گفت فاذكرونى اذكركم.
و اندر خبر است كه جبرئيل ٧ گفت پيغامبر را عليه الصّلوة و السّلام خداى عزّ و جلّ امّت ترا چيزى داد كه هيچ امّت را نداد گفت يا جبرئيل آن چيست گفت آنچه[٣] گفت فاذكرونى اذكركم [هيچ امّت را اين نداده است مگر اين امّت را كه گفت مرا ياد كنيد تا من شما را ياد كنم و نخست ياد كند بنده را تا بنده او را ياد كند تا او بنده را ياد نكند بنده او را ياد نتواند كرد.][٤]
و گفتهاند فريشته را[٥] دستورى بايد خواستن اندر جان برگرفتن ذاكر.
و اندر بعضى از كتابها است كه موسى ٧ گفت يا رب كجا باشى گفت اندر دل بنده مؤمن.
استاد امام رحمه اللّه گويد معنى اين سخن آنست كه سكون ذكر، در دل
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: از خصلتهاء ذكر.
[٣] - مب: آنك.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - از اينجا تا آخر فصل از( مب) افتاده است.