ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٢٠ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
گويند ابو سعيد خرّاز را پسرى بود فرمان يافت، او را در خواب ديد[١] گفت اى پسر[٢] مرا وصيّتى كن گفت [اى پدر[٣]] با خداى معامله مكن ببددلى[٤] گفتم زيادت كن[٥] گفت [ميان] خود و ميان خداى تعالى پيراهن در ميان[٦] مكن [گفت بعد از آن[٧]] سى سال پيراهن نپوشيدم.
گويند كسى بود دعا كرد كه يا رب آنچه[٨] ترا زيان ندارد و ما را [از آن] منفعت بود از ما بازمدار، بخواب ديد كه [ويرا] گفتند آن چيز كه ترا زيان دارد و بكارت نيايد دست بدار[٩].
حكايت كنند از ابو الفضل اصفهانى[١٠] كه گفت رسول را صلّى اللّه عليه [و سلّم[١١]] بخواب ديدم گفتم يا رسول اللّه از خداى [تعالى[١٢]] بخواه تا ايمان [از] من بازنگيرد[١٣] گفت آن چيزى است كى ازين پرداختهاند[١٤].
[حكايت كنند از ابو سعيد خرّاز كه او گفت ابليس را در خواب ديدم، عصا برگرفتم كه او را بزنم مرا گفت[١٥] من از عصاى شما نترسم، من از نور دل شما ترسم.
[١] - مب: پسرى بمرد بخواب ديد او را.
[٢] - مب: يا پسر.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: معاملت با خداى ببددلى مكن.
[٥] - مب: گفت يا پسر بيفزاى گفت يا پدر خداى را مخالفت مكن بدانچ ترا بدان مطالبت كند گفتم بيفزاى. مطابق متن عربى است.
[٦] - مب: ميان خويش و خداى دو پيراهن. اصل: مطابق متن عربى است.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: يكى بود در دعا گفتى يا رب چيزى كى.
[٩]- مب: و سود ندارد بگذار.
[١٠] - مب: از ابو الفضل اصفاهانى حكايت كنند.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: بازنستاند.
[١٤] - مب: اين چيزى است كه حق تعالى از آن فارغ شده است. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.
[١٥] - متن عربى: فقيل لى. مرا گفتند.