ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٩٨ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
ضرورى[١] و مثال اينچنين[٢] بود چون كسى كه[٣] در روشنائى چراغ بود بوقت تاريكى شب[٤] چون آفتاب برآيد نور چراغ را غلبه كند تا ناچيز شود باضافت بانوار[٥] آفتاب پس مثال [حال[٦]] خواب همچنان بود كه آن مرد[٧] كه در روشنائى چراغ بود و مثال بيدارى همچنان كه[٨] آفتاب برو[٩] برآمده باشد، و آنكس كه
[١] - مب: و آن صورتى و وهمى بود كى در دل قرار گيرد و چون احساس ايشان زايل شود از اوهام مجرد شود معلومات بحس و صورت از احوال گردد بنزديك صاحبش چون بيدار شود آن احوال ضعيف شود كى ويرا صورت باشد باضافت با حال احساس وى بمشاهده و علم ضرورى. متن عربى: و تحقيق الرؤيا خواطر ترد على القلب و احوال تنصور فى الوهم اذا لم يستغرق النوم جميع الاستشعار فيتوهم الانسان عند اليقظة انه كان رؤية فى الحقيقة و انما كان ذلك تصورا و اوهاما تقرات فى قلوبهم و حين زال عنهم الاحساس الظاهر تجردت تلك الاوهام عن المعلومات بالحس و الضرورة فقويت تلك الحالة عند صاحبها فاذا استيقظ ضعفت تلك الاحوال التى تصورها بالاضافة الى حال احساسه بالمشاهدات و حصول العلوم الضرورية. و خواب بحقيقت خاطرهايى است كه بدل مىرسد و حالتهايى است كه در وهم متصور مىشود در وقتى كه نوم همه آگاهى و شعور آدمى را فرا نگرفته و سنگين نشده باشد و آدمى آنگاه كه بيدار مىشود پندارد كه آنچه ديده براستى ديده است در صورتى كه آن تصور و وهمى است كه در دل قرار گرفته و چون احساس و شعور ظاهرى زايل شده است آن اوهام از معلومات حسى و ضرورى مجرد گرديده و آن حالت كه خواب ديدن است نزد خواب بيننده قوت يافته است و چون بيدار شود آن احوال كه در دل وى صورت بسته است بنسبت با حالتى كه ديدن حقيقى و خارجى و حصول معلومات ضرورى است ضعيف مىگردد و آنگاه درمىيابد كه در خواب ديده است نه آنكه بحقيقت مشاهده كرده است.
[٢] - مب: چنان.
[٣] - مب: كى كسى.
[٤] - مب: بظلمتى.
[٥] - مب: روشنايى و نور چراغ برود باضافت با روشنايى.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: چون مثال كسى است.
[٨]- مب: چون كسى كى.
[٩] - مب: بر وى.