ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٣٠ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
طريقت او را[١] هيچيز نگشايد [و برين جمله رفتهاند] و پس ازين جهد كند تا علاقها همه بيندازد.
اوّل آنست كه از مال بيرون آيد كه مال او را از حق بازدارد و بناء اين كار بر فراغت دل نهادهاند[٢].
شبلى فرا حصرى گفتى در ابتداء كار كه اگر از جمعه تا جمعه كه پيش من آيى بخاطر تو چيزى گذر كند جز خداى، حرامست بر تو كه پيش من آيى[٣].
و هيچ مريد نبوده است كه اندرين كار آمده است كه علاقتى داشت از دنيا الّا كه آن علاقت او را، از آن شغل بيرون آورد و چون از مال بيرون آمد از جاه نيز بيرون بايد آمد كه جاه خويش ديدن در آن طريقت، مهلكه عظيم است و هرگاه كه قبول خلق و ردّ ايشان نزديك مريد هر دو يكى نباشد از وى هيچيز نيايد و زيانكارترين چيزها او را آن بود كه مردمان او را بچشم اثبات بينند و خواهد كه او را بزرگ دارند و بدو تبرّك كنند آنك مردمان ازين حديث مفلس باشند و او را هنوز اراده نشده باشد، تبرّك چون كنند بدو[٤]، پس از جاه بيرون آمدن واجب
[١] - مب: ويرا ازين طريقت.
[٢] - مب: و پس ازين علايق و شواغل از خويشتن دور كند كى بناء اين طريقت بر فراغ دلست. مطابق متن عربى است.
[٣] - اصل: گفت اگر ازين جمعه تا ديگر جمعه هيچ خاطر بود جز خداى حرام بود ترا كه نزديك من آيى.
[٤] - مب: و چون از علايق بيرون آيد اول از مال بيرون آيد كى اگر مال بود ويرا از حق بجنباند و نيافتهاند مريدى را كى درين طريقت آمد و با وى علايقى از دنيا مانده بود الا كى علاقت ويرا آنجا برد كى بود و چون از مال بيرون آيد واجب بود كى از جاه نيز بيرون آيد كى با جاه نگرستن خطرى عظيم است و تا رد و قبول خلق نزديك مريد يكسان نبود از وى چيزى نيايد بل كى زيانكارترين چيزى ويرا ملاحظه خلق بود ويرا باثبات كردن وى و بوى تبرك كردن از افلاس مردمان ازين حديث او هنوز ارادت درست نكرده است و چون آيد بوى تبرك كردن.