ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٧٥ - باب نهم در زهد
و گروهى گفتهاند كه زهد اندر حرام واجب بود و اندر حلال فضيلت زيرا كه اندكى مال و بنده در آن راضى و صابر بدانچه خداى تعالى او را داده بود و قانع بهتر از فراخ دستى و توسّع در دنيا[١]. بدانچه حق تعالى خلق را زهد فرمودست اندر دنيا بقوله تعالى قل متاع الدّنيا قليل و آيتهاى ديگر هم اندرين معنى آمدست و اندر ذمّ دنيا[٢].
و گروهى گفتهاند چون مال اندر طاعت نفقه كند و حال خويش اندر صبر داند و تعرّض نكند بدانچه نهى كردست شرع اندر حال تنگدستى[٣]، آنگاه زهد وى اندر مال حلال تمامتر بود.
و گروهى گفتهاند نبايد كه بنده بترك حلال بگويد بتكلّف و زيادتى نجويد در آنچه بدان محتاج نيست[٤] و گوش با قسمت دارد[٥] اگر مال حلالش دهند شكر گويد و اگر ويرا بر حدّ كفاف بدارند اندر طلب زيادت تكلّف نكند و نيكوترين خداوند درويشى را صبر بود، و خداوند مال را شكر اولىتر بود.
اندر زهد سخن گفتهاند هر كسى از وقت خويش و بر اندازه خويش.
از سفيان ثورى همىآيد كه زهد اندر دنيا كوتاهى املست بدان نيست[٦] كه جامه خشن پوشى و طعام خشن[٧] خورى.
[١] - اصل: زيرا كه تنگدستى بنده از مال و صبر كردن بر آن و رضا دادن.
[٢] - مب: و جز اين آيات ديگر در نكوهش دنيا و تزهيد در آن فرمودن.
[٣] - مب: و حال او در صبر كردن و دست بداشتن از آنچه شرع نهى كرده است در حال دست تنگى معلوم شود.
[٤] - مب: بايد كه بنده ترك حلال بتكلف بجاى آرد و اختيار نكند. متن عربى: ينبغى للعبد ان لا يختار ترك الحلال بتكلفه و لا طلب الفضول مما لا يحتاج اليه. بنده را سزد كه ترك حلال و فضول زندگى كه بدان حاجت ندارد بتكلف و ميل خود اختيار نكند.
[٥] - اصل: با قسمت مىگردد.
[٦] - مب: نه آنست.
[٧] - مب: غليظ.