ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٤٢ - باب چهلم در دعا
وسعت كلّ شىء لا اله الّا انت يا مغيث اغثنى، يا مغيث اغثنى، يا مغيث اغثنى. چون از [ين[١]] دعا فارغ گشت[٢] سوارى ديد بر اسبى سپيد و جامهاء[٣] سبز پوشيده و حربه بر دست [از نور[٤]] چون دزد سوار را ديد [دست از بازرگان بداشت و[٥]] آهنگ سوار كرد [چون نزديك وى رسيد سوار حمله برو برد و حربه بزد و ويرا از اسب بينداخت و نزديك بازرگان آمد و گفت برخيز و بكش اين دزد را، بازرگان گفت كه تو كيستى كه من هرگز هيچكس را بنكشتهام، دلم بار ندهد بكشتن وى، اين سوار با نزديك اين دزد آمد[٦]] و ويرا بكشت و باز پيش[٧] بازرگان آمد و گفت بدانك من فريشتهام از آسمان سيم چون اوّل دعا كردى درهاء آسمان بجنبيد گفتم كارى عظيم افتاده است بنوئى چون ديگربار دعا كردى درهاء آسمان بگشادند و او را شرارى بود همچون شرار آتش چون سديگربار دعا كردى جبرئيل آمد و گفت كيست كه اندوهگنى را دريابد من اندر خواستم[٨] تا من اين شغل[٩] كفايت كنم و بدانك هركه اين دعا بكند اندر هر اندوه و بلا و محنت كه باشد خداى تعالى ويرا[١٠] فرج دهد [و يارى كند ويرا[١١]] و بازرگان بسلامت باز مدينه[١٢] آمد [و بنزديك پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم شد و قصّه بگفت]
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: شد.
[٣] - مب: اسبى خنگ نشسته و جامه.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: در حال حربه بزد و دزد را بكشت و پيش.
[٨] - مب: سيوم آمدم خداى تعالى مرا بفرستاد و گفت آن اندوهگن را درياب اكنون آمدم.
اصل: مطابق متن عربى است.
[٩] - مب: رنج.
[١٠] - مب: و هر كى خداى را بدين دعا بخواند حق تعالى او را.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢]- مب: پس بازرگان بمدينه آمد.