ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٩ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
و سرى و حارث محاسبى را ديده بود و ابو سليمان دارانى او را جاسوس القلوب خواندى از تيزى فراست وى.
احمد بن عاصم گويد كى چون صلاح دل جوئى يارى خواه بنگاهداشت زبان.
و هم او راست گفت خداى همىگويد: انّما اموالكم و اولادكم فتنة، ما فتنه زيادة همىكنيم.
و ازين طايفه بود ابو سرى منصور بن عمّار از مرو بود از ديه دندانقان و گويند از بوشنج بود، ببصره مقيم بود و از واعظان بزرگ بود.
منصور بن عمّار گويد هر كى از محنت دنيا جزع كند آن مصيبت با دين وى گردد.
و هم او گويد نيكوترين لباس بنده تواضع بود و شكستگى و نيكوترين لباس عارفان تقوى بود و خداى تعالى همىگويد و لباس التّقوى ذلك خير.
گويند سبب توبه او آن بود كى اندر راه كاغذى يافت برو نبشته بسم اللّه الرّحمن الرّحيم برداشت و جائى نيافت كه آنجا بنهادى آن بخورد در شب بخواب ديد كى در حكمت بر تو گشاده گرديد بحرمتى كه تو داشتى آن رقعه را.
ابو الحسن شعرانى گويد منصور عمّار را بخواب ديدم گفتم خداى با تو چه كرد گفت مرا گفت توئى منصور عمّار گفتم آرى يا رب گفت توئى كه مردمان را اندر دنيا زاهد گردانيدى و خود رغبت كردى اندر وى گفتم چنين است و ليكن هيچ مجلس نكردم الّا كه ابتدا بثناء تو كردم پس از آن بصلوات دادن بر پيغمبر تو صلّى اللّه عليه و سلّم و سديگر نصيحت كردم بندگان ترا، گفت راست گويد كرسى بنهيد تا بر من حمد گويد اندر آسمان پيش فرشتگان من چنانكه اندر زمين تمجيد من گفت پيش بندگان من.
و از اين طايفه بود ابو صالح حمدون بن احمد بن عمارة القصّار نشابورى بود