ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٠٠ - باب بيست و پنجم در رضا
[ابو سليمان گويد ميخواهم كه طرفى از رضا بدانم تا اگر مرا در آتش كند بدان راضى باشم يا نه «١»].
ابو عمرو دمشقى گويد رضا برداشتن جزع بود اندر هر حالى كه باشد «٢».
جنيد گويد رضا اختيار از ميان برداشتن «٣» بود.
[ابن عطا گويد رضا نگريستن بود بدل بآنچه اندر ازل خداوند تعالى بنده را اختيار كرده باشد و آن دست بداشتن خشم است.
رويم گويد رضا استقبال قضا بود بشادى «١»] «٤».
جريرى گويد هركه بدون اندازه خويش رضا دهد خداى او را بركشد [برتر از آنچه طمع دارد].
عبّاس بن عبد المطّلب رضى اللّه عنه گويد پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت هركه طعم ايمان بچشيد بخدائى خداى رضا دهد.
عمر خطّاب نامه نوشت [بابو] موسى اشعرى كه همه چيزها اندر رضا است اگر توانى راضى باش و الّا صبر كن.
[عتبة الغلام گويند شبى تا روز همىگفت اگر مرا عذاب كنى ترا دوست دارم، و اگر بر من رحمت كنى ترا دوست دارم «١»].
______________________________
(١)- مب: ندارد. متن عربى: ارجو ان اكون عرفت طرفا من الرضى لو انه ادخلنى النار لكنت بذلك راضيا. اميدوارم كه گوشهاى از رضا دانسته باشم اگر خدا مرا بدوزخ برد بدان هم راضى باشم.
(٢)- مب: رضا گرسنگى كشيدنست در هر حالى كى باشى. متن عربى: ارتفاع الجزع.
برخاستن جزع است. مترجم «ارتفاع الجوع» خوانده و بغلط افتاده است.
(٣)- اصل: از اختيار برداشتن.
(٤)- متن عربى اضافه دارد: قال المحاسبى الرضا سكون القلب تحت مجارى الاحكام. محاسبى گفت رضا آرامش دلست در زير جريان احكام قضا. و قال النورى الرضا سرور القلب بمر القضا. رضا شادى دلست بجريان قضا. قال ابو تراب النخشبى ليس ينال الرضا من للدنيا فى قليه مقدار. بو تراب نخشبى گفت هرگز بدرجه رضا نميرسد كسى كه دنيا را در دل وى ارزشى باشد.