ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٠٢ - باب بيست و پنجم در رضا
باب بيست و ششم در عبوديّت
قال اللّه تعالى و اعبد ربّك حتّى يأتيك اليقين.
ابو هريره رضى اللّه عنه روايت كند از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت هفت گروه اندر سايه خداى تعالى باشند آن روز كه [هيچ] سايه نباشد مگر سايه او، پادشاهى دادگر «١» و جوانى كه اندر عبادت برآمده باشد و مردى كه از مسجد بيرون آيد دل وى باز آن بود تا كه آنجا بازشود و دو مرد كه دوستى كنند از بهر خداى، با يكديگر بر آن گرد آيند و بر آن پراكنده شوند «٢» و مردى كه خدايرا ياد كند اندر خلوت، اشك از چشم وى بيرون آيد «٣» و مردى كه زنى كه صاحب جمال و حسب باشد او را بخود خواند، او گويد من از خداى ترسم «٤» و مردى كه صدقه دهد چنانك
______________________________
(١)- مب: اميرى عادل.
(٢)- مب: و دلش با مسجد بود تا كى باز آنجا شود و دو تن كى دوستى كنند از بهر خداى تعالى بر آن جمع شوند و بر آن از هم جدا شوند.
(٣)- مب: بريزد.
(٤)- مب: و مردى كه با زنى با جمال وى را بخويشتن خواند از بيم خدا از وى بازايستد.