ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٢٣ - باب بيست و پنجم در رضا
[يا معينى كه آنرا ازين حد بيرون برد بظاهر و باطن «١»] و اگر گويند صافى بكردن سرّ بود از ديدار مخلوق «٢» درست آيد [و اگر گويند اخلاص توقّى اخلاص بود از ملاحظت اشخاص] درست آيد.
[و از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم مىآيد كه گفت خداوند سبحانه و تعالى گفت اخلاص سرّى است از اسرار من، اندر دل بنده مىنهم كه او را دوست دارم «٣»].
حذيفه رضى اللّه عنه گويد كه پرسيدم از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم «٤» كه اخلاص چيست [گفت پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم كه از جبرئيل ٧ پرسيدم از اخلاص، جبرئيل «٥»] گفت از ربّ العزّه جلّ جلاله پرسيدم كه اخلاص چيست گفت سرّى است از سرّهاى من اندر دل بنده نهم كه او را دوست دارم.
از استاد ابو على رحمه اللّه شنيدم كه گفت اخلاص خويشتن [را] نگاه داشتن است از ديدار خلقان و صدق، پرهيز كردنست از مطالعت نفس و مخلص را ريا نبود و صادق را اعجاب نبود.
ذو النّون مصرى گويد اخلاص تمام نبود الّا بصدق اندرو [و بصبر برو و
______________________________
(١)- مب: ندارد. متن عربى. و هو ان يريد بطاعته التقرب الى اللّه دون شىء آخر من تصنع لمخلوق او اكتساب محمدة عند الناس او محبة مدح من الخلق او معنى من المعانى سوى التقرب به الى اللّه. اخلاص آنست كه بطاعت خود قرب خدا جويد نه هيچچيز ديگر از جنس خودسازى براى آفريدهاى يا كسب نيكنامى نزد مردم يا دوستى ستايش خلق يا هر مقصد ديگر جز نزديكى جستن بخداى تعالى.
(٢)- مب: اخلاص تصفيه فعل بود از ملاحظت خلق.
(٣)- مب: ندارد.
(٤)- مب: از رسول ٧.
(٥)- مب: ندارد.