ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٨٣ - باب بيست و سيم در صبر
و صبر كردن اندر خداى، بلا بود و صبر كردن با خداى، وفا بود و صبر كردن از خداى جفا. و اندرين معنى گفتهاند
شعر:
|
و كيف الصّبر عمّن[١] حلّ منّى |
بمنزلة اليمين من الشّمال |
|
|
اذا لعب الرّجال بكلّ شىء |
وجدت الحبّ يلعب بالرّجال |
|
و گفتهاند:
|
الصّبر عنك فمذموم عواقبه |
و الصّبر فى سائر الاشياء محمود |
|
و گفتهاند صبر بر طلب، عنوان ظفر باشد و صبر اندر محنت عنوان فرج باشد.
[منصور بن الخلف المغربى رحمه اللّه گفت يكى را بتازيانه ميزدند چون او را باز زندان آوردند كسى را فرا خواند و سيم چند پاره از دهان خويش بيرون كرد او را پرسيدند كه اين چيست گفت سيم داشتم در دهان و بر كناره حلقه كه بنظاره ايستاده بودند كسى بود كه نخواستم كه بانگ كنم بديدار وى و دندان برين سيم همىفشاردم تا اندر دهان من همى پارهپاره شد[٢]].
و گفتهاند مصابرت صبر بود بر صبر تا صبر اندر صبر غرق شود و صبر از صبر عاجز آيد چنانكه گفتهاند.
صابر الصّبر فاستغاث به الصّبر فصاح المحبّ بالصّبر صبرا.
[١] - اصل: عن من.
[٢] - مب: ندارد.