ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٦ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
اندر باب ورع و از وى حكايت كنند كى گفت طعام حلال خور و بر تو نه قيام شب است و نه روزه روز.
بيشتر دعاء او اين بود كى يا رب مرا از ذلّ معصيت با عزّ طاعت آر. ويرا گفتند گوشت گرانست گفت ارزان[١] بكنيد و مخريد[٢].
احمد خضرويه گويد ابراهيم ادهم مردى را ديد اندر طواف گفت درجه صالحان نبينى تا عقوبت دنيا اختيار نكنى، در نعمت بر خويشتن ببندى و در محنت بگشائى و در راحت ببندى، و در جهد بگشائى و در خواب ببندى و در بيدارى بگشائى و در توانگرى ببندى و در درويشى بگشائى. و در امل ببندى و در آراسته بودن مرگ را بيارائى.
ابراهيم ادهم بستانى فراستده بود لشكريى بدو بگذشت و انگور خواست از وى، گفت خداوند مرا نفرموده است ويرا تازيانه بزد سر برآورد و گفت ده بر سرى كه بسيار اندر خداوند خويش عاصى شده است مرد عاجز شد و برفت.
سهل بن ابراهيم گويد با ابراهيم ادهم سفر كردم بيمار شدم آنچه داشت بر من نفقه كرد آرزوئى از او خواستم خرى داشت بفروخت و بر من نفقه كرد چون بهتر شدم گفتم خر كجا است گفت بفروختم گفتم بر چه نشينم گفت يا برادر بر گردن من نشين سه منزل مرا بر گردن همىكشيد.
و از ايشان بود ابو الفيض ذا النون المصرى نام او ثوبان بن ابراهيم و گويند فيض بن ابراهيم و پدرش نوبى بود. و وفات او اندر سنه خمس و اربعين و ماءتين[٣] بود و يگانه زمان خويش بود اندر زبان اين طائفه و علم ايشان و بورع و حال و ادب،
[١] - اصل: از آن.
[٢] - متن عربى اضافه دارد. و انشدنى ذلك.
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٣] - اصل: مأتى.