ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٤٨ - باب چهلم در دعا
و گفتهاند دعاء عام[١] بگفتار بود و دعاء زاهدان بافعال [بود] و دعاء عارفان باحوال.
و گفتهاند بهترين دعاها آنست كه از اندوهى خيزد.
[كسى ازين طايفه گفتست چون از خداى حاجتى خواهى بهشت خواه كه بود كه آن روز روز اجابت تو بود.
و گفتهاند زبان مريدان گشاده بود بدعا و زبان محقّقان از آن بسته بود.
واسطى را گفتند دعا كن گفت ترسم كه اگر دعا كنم گويند اگر اين ميخواهى كه ما ترا نهادهايم ما را متّهم داشته و اگر آن ميخواهى كه ترا نيست نزديك ما، ثناء بد كرده باشى و اگر رضا دهى كار تو ميرانيم چنانك قضا كردهايم[٢].]
از عبد اللّه منازل[٣] حكايت كنند كه [وى] گفت پنجاه سالست تا [هيچ[٤]] دعا نكردهام و نخواستهام تا هيچكس[٥] مرا دعا كند.
و گفتهاند دعا نردبان گناهكارانست.
و گفتهاند دعا رسالت دادن بود تا دوستان بيكديگر نامه نويسند كار نيك بود[٦].
و گفتهاند زبان گناهكاران اشك بود.
از استاد ابو على شنيدم گفت گناهكار چون بگريد بخداى تعالى نامه نبشته باشد[٧] و اندرين معنى گفتهاند:
|
دموع الفتى عمّا يجنّ تترجم |
و انفاسه يبدين ما القلب يكتم |
|
[١] - مب: عوام.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: عبد اللّه بن مبارك. اصل: مطابق متن عربى است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: و نخواهم كى.
[٦] - مب: مراسلت است تا مادام مراسلت باقى بود كار خوب بود.
[٧] - مب: چون بنده بگريد با خداى مراسلت كرد.