ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٦٧ - باب بيستم اندر توكّل
اكنون از بيم آن همىگريم، آن پيغامبر دعا كرد تا خداوند سبحانه او را ايمن گرداند. خداى وحى فرستاد كه او را ايمن كردم و پيغمبر برفت چون بازآمد همچنان آب ديد كه ميرفت و زيادت، گفت نه خداى ترا ايمن كرد از دوزخ، همچنان گريستن ميكنى، گفت آن گريستن اندوه و بيم بود و اكنون گريستن شكر و شاديست[١]].
گفتهاند شاكر هميشه با زيادت باشد زيرا كه بر خويشتن دائم نعمت او مىبيند[٢] قال اللّه تعالى لئن شكرتم لأزيدنّكم و صابر [هميشه] با خداى باشد، [زيرا كه دائم اندر مشاهده آن بود كه آن بلا ازوست[٣]] قال اللّه تعالى انّ اللّه مع الصّابرين.
و [گفتهاند] وفدى بنزديك عمر عبد العزيز آمدند جوانى در ميان بود، آن جوان در سخن آمد[٤] عمر گفت كه سخن پيران گويند [نيكوتر جوان[٥]] گفت يا امير المؤمنين اگر كار به پيرى بودى پير [تر] از تو هست اندر ميان مسلمانان [عمر] گفت سخن گو، [جوان] گفت ما وفد رغبت نهايم كه فضل تو بما ميرسد كه از تو چيزى خواهيم و نه نيز وفد آنك از تو همىترسيم[٦] كه ما را عدل تو ايمن كرده است گفت پس شما كدام وفد خوانند[٧] گفت ما وفد شكريم، آمدهايم كه ترا شكر كنيم و بازگرديم[٨] و اندرين معنى آوردهاند:
[١] - آنچه ميان[] است در« مب» نيست.
[٢] - مب: باشد در شهود نعمت.
[٣] - آنچه ميان[] است در« مب» نيست.
[٤] - مب: جوانى از ميان ايشان برخاست و خطبه كرد.
[٥] - آنچه ميان[] است در« مب» نيست.
[٦] - مب: وفد رهبت.
[٧] - مب: گفت شما كهايد.
[٨] - مب: شكر خواهيم گزارد و بازگشت.