ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٤٧ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
دل من آرام نمىگرفت گفتم خداوندا عفو كن مرا، آوازى شنيدم كه كسى مرا گفتى[١] عفو در علم است [چون اين سخن بگوش من رسيد[٢]] آن از من زائل شد[٣].
منصور مغربى گويد بعد از آن روزى ابن عطا[٤] را ديدم [كه[٥]] در صحرا بر زمينى نشسته [بود[٦]] كه بر آنجا آثار گوسفند بود، بىسجّاده[٧]، گفتم اى شيخ اين آثار[٨] گوسفند است گفت فقها اندرين خلاف كردهاند.
ابو سليمان[٩] خوّاص گويد وقتى بر درازگوشى[١٠] نشسته بودم، [و] مگس ويرا مىرنجانيد و سر در ميان دو دست مىكرد چوبى در دست داشتم بر سر وى ميزدم[١١] [در آن ميان[١٢]] سر برآورد گفت بزن كه بر سر خويش مىزنى[١٣].
[حسين بن احمد رازى گويد ابو سليمانرا گفتم اين ترا افتاده است، همچنين گفت آرى چنانست كه ميشنوى.
ابو الحسين نورى گويد چيزى اندر دل من بود، از كرامات پاره نيى از كودكى فراستدم و در ميان دو زورق ميان دريا بايستادم و گفت بعزّت تو اگر ماهيى برنيايد
[١] - مب: از بسيارى ريختن آب و بهيچ حال دلم ساكن نشد گفتم يا رب عفوك عفوك هاتفى شنيدم كى مرا گفت العفو فى العلم يعنى كى.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: آن استقصا از من بشد.
[٤] - مب: وى را.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: بىسجاده و اثر گوسفند بود بر زمين.
[٨] - مب: اثر.
[٩] - مب: سليمان. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٠]- مب: بر خرى.
[١١] - اصل: ويرا رنجه مىداشتند او بسر در مىآمد من تازيانه بر سر او مىزدم. خلاف متن عربى است.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - اصل: كه فردا همچنين بر سر تو خواهند زد. مب: مطابق متن عربى است.