ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٦٣ - باب هفتم در تقوى
و متّقى چون ابن سيرين بود چهل خنب روغن گاو خريد غلامى از آن وى موشى از خنبى بيرون آورد پرسيد كه اين موش از كدام خنب بيرون آوردى[١]، گفتند ندانيم آن چهل خنب روغن جمله بريخت.
و چون بو يزيد بود كه بهمدان تخم عصفر خريد چيزى از آن بسر آمد چون باز بسطام آمد دو مورچه ازو بيرون آمد با همدان شد و آن دو مورچه آنجا بنهاد.
و چنين حكايت كنند كه بو حنيفه رحمه اللّه اندر سايه درخت غريم خويش بننشستى[٢] گفتى در خبرست كه هر قرضى كى [از آن] نفعى بتو رسد ربا بود.
و گويند بو يزيد با يارى جامه مىشست بصحرا، اين يار وى گفت جامه بديوارها باز افكنيم گفت ميخ اندر ديوار مردمان نتوان زد گفت از درختها فرو آويزيم گفت نه كه شاخها بشكند گفت [پس] چه كنيم برين گياهها[٣] باز افكنيم گفت نه كه علف ستوران بود، بريشان پوشيده نكنيم، پشت بآفتاب كرد و پيراهن بر پشت افكند تا خشك شود[٤].
بو يزيد اندر جامع شد عصا بر زمين فروبرد، پير ديگر نيز عصا بزمين فروبرده بود عصاء بو يزيد، بر آن عصا افتاد[٥] پير دو تا شد عصا برگرفت بو يزيد بخانه آن پير شد و حلالى خواست گفت بسبب عصاى من بود كى تو پشت دو تا كردى[٦].
عتبة الغلام را ديدند كه عرق ازو فرومىريخت در زمستان گفتند اين چه
[١] - اصل: نشان موشى از يك خنب بيرون آمد پرسيد كه از كدام خنب برآمد اين موش.
مب: مطابق متن عربيست.
[٢] - مب: بر زمين غنيم بنه نشست. اصل: مطابق متن عربيست.
[٣] - مب: درين دشت. متن عربى: نبسطه على الاذخر.
[٤] - مب: شد.
[٥] - اصل: فروبرد نزديك عصاء بويزيد بيفتاد بر عصاء پير افتاد.
[٦] - اصل: بسبب من رنجه شدى. مب: بمتن عربى نزديكتر است.