ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٦٤ - باب سى و چهارم در فتوّت
جعفر گفت سگان مدينه ما[١] همين كنند، شقيق گفت يا ابن رسول اللّه[٢] پس فتوّت چيست [نزديك شما[٣]] گفت اگر دهند ايثار كنيم و اگر ندهند صبر كنيم.
[جريرى گويد ابو العبّاس بن مسروق شبى ما را دعوت كرد بخانه خويش دوستى پيش ما بازآمد، ويرا گفتم بازگرد[٤] كه ما مهمان اين شيخيم گفت مرا نخوانده است[٥]، گفتيم ما استثنا همىكنيم، چنانك رسول صلّى اللّه عليه و سلّم كرد بعايشه، او را بازگردانيديم چون بدر سراى شيخ رسيديم، او را خبر داديم از آنچه رفته بود بازان مرد، شيخ گفت مرا در دل خويش چندان جاى كردى كه ناخوانده بخانه من آمدى، بر منست از خداى عزّ و جلّ عهد، كه تو از خانه من نروى، بخانه خويش الّا بر روى من[٦] و الحاح بسيار بكرد و روى بر زمين نهاد و آن مرد برگرفتند بدو كس[٧]، تا پاى بر روى وى نهاد چنانك روى وى درد نكرد تا بخانه او[٨].]
و بدانك فتوّت فرا پوشيدن عيب برادران باشد و اظهار ناكردن، بر ايشان آنچه دشمنان بر ايشان شادكامى كنند[٩].
[١] - مب: سگان ما بمدينه.
[٢] - مب: اى فرزند رسول خداى.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - متن عربى: ارجع معنا. با ما بازگرد.
[٥] - اصل: بخوانده است. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٦] - متن عربى: على كذا و كذا ان مشيت الى الموضع الذى نقعد فيه الا على خدى و الح.
سوگند خورد كه بر منست كه چنين و چنان كنم اگر بروى تا بدانجا كه خواهيم نشست مگر كه بر روى من و الحاح كرد.
[٧] - متن عربى: و حمل الرجل. و آنمرد را برگرفتند.
[٨]- متن عربى: الى ان بلغ موضع جلوسه. تا بدانجا كه بايد بنشيند برسيد. مب: ندارد.
[٩] - مب: پوشيدن عيب برادران و دوستان بود و اظهار ناكردن بر ايشان آنچ دشمنان بدان شادكامى كنند. متن عربى: و اعلم ان من الفتوة الستر على عيوب الاصدقاء و لا سيما اذا كان فيه شماتة الاعداء. و بدان كه پوشيدن عيب دوستان از جوانمردى است خاصه كه مايه شادكامى دشمنان باشد.