ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٨٥ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
مرد آن صد درم بگزارد چون از دعوت بازگشتند بدكان آن بقّال بگذشتند بقّال ايشانرا مدح كرد و گفت ايشان سيّدان باشند و ثقات ايشاناند و پارسايانند و نيكانند و آنچه بدين ماند.
ابو عبد اللّه رودبارى گويد زشترين همه زشتيها صوفى بخيل بود.
استاد امام گويد رحمة اللّه عليه غرض اندر ذكر پيران اين جماعت اندرين موضع آن بود كه تنبيه افتد بر آنك ايشان مجتمع بودند بر تعظيم شريعت و بر راه رياضت رفتن صفت ايشان بود، مقيم بودند بر متابعت سنّت و هيچ خلل نبود اندر ايشان، متّفق شدند بر آنك هركه حالى دارد از معاملة و مجاهدة و كار خويش بنا بر اصل تقوى نكند و بر ورع. دروغ گفته باشد بر خداى عزّ و جلّ، دعوى كه كند خود هلاك شود و هركه بوى اقتدا كند هلاك شود. و اگر آنچه آمده است از الفاظ و حكايات ايشان و سيرتها كه دليل كند بر احوال ايشان ياد كنيم كتاب دراز گردد و ملالت گيرد و اينقدر كه فرا نمودم اندر حاصل كردن مراد، بدو بىنيازى است از ديگر چيز.
و امّا پيران كه ما ايشانرا دريافتيم و در وقت ايشان بوديم اگرچه ديدار ايشان اتّفاق نيفتاد مانند استاد شهيد [كه] زبان وقت بود و يگانه روزگار ابو على- الحسن بن علىّ الدقّاق و شيخ [ابو] عبد الرحمن محمد بن الحسين سلمى كى او را نبود همتا و ابو الحسن على بن جهضم [كه] مجاور حرم بود. و شيخ ابو العبّاس قصّاب [به] طبرستان، و احمد اسود بدينور و ابو القاسم صيرفى بنشابور. و ابو سهل خشّاب كبير هم بنشابور و منصور بن خلف المغربى و ابو سعيد مالينى[١] و ابو طاهر خژندى[٢] قدّس اللّه ارواحهم و پيران ديگر كى اگر بدان مشغول باشيم و تفصيل احوال ايشان، از مقصود باز مانيم در اختصار، پوشيده نيست سيرت
[١] - اصل: مائى.
[٢] - مب: حجدى( كذا) متن عربى: الخوزندى ظ: خجندى.