ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٢٩ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
[مقام[١]] رخصت [شريعت] آيد نيّت خويش فسخ كرده باشد با خداى و عهدى كه او را بود با خداى عزّ و جلّ نقض كرده[٢].
و مريد بايد كه شاگردى پير كرده بود كه هر مريد كه ادب از پيرى فرا نگرفته باشد ازو فلاح نيايد و اينك ابو يزيد ميگويد هركه او را استاد نبوده باشد امام او ديو بود[٣].
از استاد ابو على شنيدم كه [گفت[٤]] درخت خود رست برگ برآرد و ليكن بار نيارد مريد همچنان بود كه استاد نديده باشد[٥] كه طريقت ازو فرا گيرد هر نفسى او هوىپرست بود[٦] فرا پيش نشود.
[پس چون خواهد كه بدين طريق رود[٧]] بعد ازين جمله[٨]، بايد كه توبه كند، از همه زلّتها دست بدارد، پنهان و آشكارا و صغيره و كبيره و جهد كند تا خصمان را خشنود كند[٩]، باوّل و هركه خصم[١٠] را خشنود نكند [هرگز[١١]] ازين
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: عقد ميان خويش و خداوند فتح( ظ: فسخ) كرده بود.
[٣] - مب: پس اين مريد را واجب است كى به پيرى مؤدب گردد كى هرك او را استاد نبود استاد و امام وى شيطان بود. اصل: تمامتر است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: چون بتن خويش برآيد بىآنك بكارند برگ بيارد و لكن بر ندهد همچنين مريد چون ويرا استادى نبود.
[٦] - مب: نفس فرا وى پرستنده هوا بود و چون در راه آيد. متن عربى: اخذ منه طريقه نفسا نفسا. اين مترجم نفس را كه بحركت اول و دوم است نفس( بفتح و سكون) خوانده است.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: پس ازين جملت.
[٩] - مب: و با خداى گردد از همه زلات بسر و جهر، صغير و كبير و جهد كند در خشنودى كردن خصم.
[١٠]- مب: خصمان.
[١١] - مب: ندارد.