ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٢٤ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
و گفتى[١] اولياء را كرامت بود چون مانند دعائى كه اجابت بود[٢] امّا [آنچه] جنس معجزات پيغمبران بود [اوليا را[٣]] نبود.
امّا [استاد امام[٤]] ابو بكر فورك [رحمه اللّه[٥]] گويد معجزات دلالت[٦] صدقست، اگر كسى دعوى نبوّت كند معجزه فرا نمايد دليل بود بر صدق او و گفتار او و اگر دعوى ولايت كند معجزه دليل بود بر صدق او اندر حال او و آنرا[٧] كرامت گويند [و] معجزه نگويند، هرچند[٨] كه او جنس معجزه بود تا فرق بود ميان نبى و ولى و معجزه و كرامت[٩].
و او گفتى[١٠] فرق ميان معجزه و كرامت[١١] آنست كه انبيا[١٢] [عليهم السّلام[١٣]] مأمورند باظهار معجزه و بر ولى پنهان داشتن آن واجبست و نبى بدان دعوى كند و بر قطع و يقين گويد كه چنين باشد كه من ميگويم و ولى دعوى نكند و قطع نكند كه چنين كنم از بيم آنك نبايد كه مكرى بود[١٤].
[١] - مب: و هم استاد ابو اسحق گويد رحمة اللّه عليه.
[٢] - مب: چون اجابت دعا.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: دلالات.
[٧] - مب: پس اگر صاحبش دعوى پيغامبرى كند معجزه دليل صدق وى بود در گفت وى و اگر اشارت صاحبش بولايت بود كرامت دليل صدق بود در حالت وى پس آنرا.
[٨] - مب: و اگرچه.
[٩] - مب: از بهر فرق.
[١٠]- مب: استاد بو على گفتى. خلاف متن عربى است.
[١١] - مب: كرامات.
[١٢] - مب: پيغامبران.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: باظهار آن و بر ولى واجبست پنهان داشتن آن و پيغامبران دعوى كنند و قطعا بدان بگويند و ولى دعوى نكند و قطع نكند بكرامات خويش.