ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٤٧ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
شعر:
|
ربّما جئتة لاسلفه العذ |
رلبعض الذّنوب قبل التّجنّى |
|
بدانك بناء اين كار بر نگاه داشت آداب شريعت است و كشيده داشتن است، از حرام و شبهت و نگاه داشتن حواسّ از محظورات و شمردن انفاس با خداى تعالى از غفلات و مسامحت ناكردن خويشتن را در اوقات ضرورت بتصرّف كردن در شبهت و اگر همه دانه كنجد بود فكيف در وقت اختيار و راحت.
مريد بايد كه دائم بر سر مجاهده بود در ترك شهوات كه هركه موافقت شهوت كند صفاء دل گم كند و زشتترين خصلت مريد آن بود كه باز سر شهوتى شود كه آنرا گذاشته بود خدايرا عزّ و جلّ و تقدّس[١].
فصل. و واجب بود مريد را نگاه داشتن عهدى كه با خداى تعالى كرده باشد كه شكستن عهد در راه ارادت همچون ردّه بود از دين، اهل ظاهر را.
و مريد بايد كه بر هيچيز عهد نكند با خداى تعالى باختيار خويش چندانك تواند زيرا كه در لوازم شرع خود چندانى مجاهدت هست كه وسع او در آن نرسد. قال اللّه تعالى در صفت قومى و رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم الّا اتبغاء رضوان اللّه فما رعوها حقّ رعايتها[٢].
[١] - مب: فصل و بناى اين كار و ملاك وى بر حفظ ادب شريعتست و دست نگه داشتن از حرام و شبهت و حفظ خويش از محذورات( كذا) و شمردن انفاس با خداى تعالى از غفالات( ظ: غفلات) و آن كى مثلا كنجدى كى در آن شبهتى بود بحلال ناداشتن در وقت ضرورت نه وقت اختيارات و راحات.
[٢] - مب: فصل و از نشان مريد نگه داشت عهدست با خداى تعالى كى نقض عهد در ارادت چون ردت بود از دين اهل ظاهر را و نبايد كى مريد با خداى تعالى عهد كند باختيار خويش تا محكم شود كى در لوازم شرع چندان هست كى از وى استيفا كند هر وسع كى دارد قال اللّه تعالى فى صفة قوم و رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان اللّه آنگه گفت فما رعوها حق رعايتها.