ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٤٤ - باب سى و دوم در حريّت
مقدار استخوانى خرما[١] [جنيد] گفت بنده مكاتب هنوز بنده بود مادام كه درمى بر وى باقى بود[٢].
[ابو عمرو انماطى گويد از جنيد شنيدم كه گفت بحقيقت آزادى نرسيد و از عبوديّت او بر تو چيزى باقى مانده بود[٣]].
بشر حافى گويد هركه خواهد كه طعم آزادى بچشد[٤] بگو سرّ پاك گردان با خداى خويش[٥].
حسين منصور گويد هركه مقامات بندگى برسد[٦] بتمامى، آزاد گردد از تعب[٧] عبوديّت، بندگى بجاى مىآرد بىرنج و مشقّت[٨]، و اين مقام انبيا و صدّيقان[٩] بود، محمول بود هيچ رنج فرا دلش نرسد [و] اگرچه حكم شرع برو بود.
منصور فقيه [مصرى[١٠]] راست اين بيت كى گفت.
شعر:
|
ما بقى فى النّاس حرّ |
لا و لا فى الجنّ حرّ |
|
|
قد مضى حرّ الفريقين |
فحلو العيش مرّ. |
|
و بدانك معظم حريّت اندر خدمت درويشان است.
[١] - مب: نمانده باشد مگر استه خرما.
[٢] - مب: بنده كى خود را باز مىخرد تا بر وى يك درم مانده مىباشد بنده بود.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - متن عربى اضافه دارد: و يستريح من العبودية. و از بندگى برآسايد.
[٥] - مب: بگو تا سر پاك گرداند با خداوند خويش.
[٦] - مب: چون بنده مقام عبوديت بجاى آرد.
[٧] - مب: نعت. اصل: مطابق متن عربى است.
[٨]- مب: نشان بندگى بر وى بىعنان( ظ: عنا) و تكلف. بمتن عربى نزديكتر است.
[٩] - مب: و اوليا و صديقان. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٠] - مب: ندارد.