ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٧٣ - باب بيستم اندر توكّل
خبر داد بر زبان انبيا صلوات اللّه عليهم اجمعين.[١] زيرا كه تصديق آن بود كه خبر را باور دارد پس اخلاص در آنچه فرمان باشد بجاى آرد و زبان اجابت فرمانرا آشكارا كند و در آنچه فرمودهاند بطاعت بايستند و از آنچه نهىكردهاند بازايستند[٢] و بدين معنى اشارت كرده است استاد امام ابو بكر فورك رحمه اللّه كه گويد ذكر زبان، زيادتى نور دلست كه بر زبان ظاهر ميشود[٣].
سهل بن عبد اللّه گويد كه حرامست بر دلى كه بوى يقين شنيده باشد كه بعد از آن بغير حق سبحانه و تعالى التفات كند[٤].
ذو النّون مصرى گويد يقين بكوتاهى امل خواند و كوتاهى امل، بزهد خواند و زهد. حكمت ميراث دهد و حكمت، نظر در عواقب كار اقتضا كند.
[هم او گويد سه چيزست از نشان يقين، با مردمان مخالطت كم كردن و چون
[١] - مب: پس باور داشتن حق در آنچه خبر داده است بوقت گوش داشتن باجابت داعى بر آنچه خبر دهد از افعال خداى تعالى در مستقبل. بمتن عربى نزديكتر است و اصل ترجمه باختصار است.
[٢] - مب: زيرا كه تصديق در خبر دادن بود پس اخلاص بود در آنچه فرمايد بوقت اداء فرايض پس ازين پديد كردن اجابت بجميل شهادت پس ادا كردن طاعت بتوحيد در آنچه فرمودهاند و بازايستادن از آنچه نهى كردهاند. بمتن عربى نزديكتر است.
[٣] - مب: و استاد امام ابو بكر فورك اشارت بدين معنى كرده است چنانك شنيدم كه گفت ذكر زبان فضيلتى بود كه دل بر آن بايستد. متن عربى: ذكر اللسان فضيلة يفيض عليها القلب. ذكر زبان فضيلتى است كه حالات دل بر آن فيضان مىكند و پديد مىآيد.
اصل، مب: هر دو ناقص است. نسخه عكسى از روى نسخه موزه بغداد مكتوب سنه ٤٨٤ چنين است: ذكر اللسان فضلة. ذكر زبان مازاد و فزونى وارد قلبى است.
[٤] - مب: سهل بن عبد اللّه گويد حرام بود بر دلى كه بوى يقين شنود او را جز با خداى آرام بود. اصل: غلط. مب: مبهم است. متن عربى: حرام على قلب ان يشم رائحة اليقين و فيه سكون الى غير اللّه. حرامست بر دلى كه بغير از خداى آرام گيرد اينكه بوى يقين شنود.