ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٤ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
او اندر سنه نيّف و اربعين و ثلثمايه بود.
ابو الخير گويد هيچكس بحالى شريف نرسد مگر بر موافقت قرار گرفتن و آداب را بجاى آوردن و فريضها بگزاردن و با نيكان صحبت كردن.
و از ايشان بود ابو بكر محمّد[١] بن على الكتّانى رحمة اللّه عليه باصل بغدادى بود و صحبت جنيد و خرّاز و نورى كرده بود و بمكه مجاور بود تا آنگاه كه فرمان يافت و وفاة او اندر سنه اثنين و عشرين و ثلثمايه بود.
ابو بكر رازى گويد كتّانى اندر پيرى نگريست سر و موى و روى وى جمله سپيد شده و سؤال ميكرد و گفت اين پير حقّ خداى اندر جوانى ضايع كرده است خداى تعالى اندر پيرى او را ضايع گذاشتست.
كتّانى گويد شهوة ماهار ديو است هر كه ماهار ديو گرفت او بنزديگ وى بود ببندگى.
و از ايشان بود ابو يعقوب اسحق بن محمّد النهرجورى[٢] صحبت ابو عمرو مكىّ كرده بود و آن [بو] يعقوب سوسى و جنيد و پيران ديگر، بمكه مجاور بود.
و وفاة او هم آنجا بود اندر سنه ثلثين و ثلثمايه.
ابو الحسين احمد بن على گويد [نهرجورى گفت] دنيا دريائى است و كناره او آخرتست و كشتى اندرو تقويست و مردمان همه سفرىاند.
ابو بكر رازى گويد از نهرجورى[٣] شنيدم كه گفت مردى را ديدم اندر طواف يك چشم، و مىگفت اعوذ بك منك گفتم اين چه دعاست گفت روزى نظرى بشخصى كردم [كه مرا نيكو آمد] هميدون توانچه ديدم كه بر چشم من آمد و چشم من بريخت، آواز آمد كه لطمه بلحظه، ديدارى بطپانچه و اگر نيز
[١] - اصل: ابو بكر بن محمد.
[٢] - اصل: النهرجوئى.
[٣] - اصل: نهرجوئى.