ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٢ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
و چون ماه رمضان اندر آمدى اندر طاعت بيفزودى و گفتى كى اين ماهيست كى خداى عزّ و جلّ بزرگ داشت و من اولىترم كى آنرا بزرگ دارم.
و از ايشان بود ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد المرتعش رحمة اللّه عليه، نشابورى بود از محلّت حيره و گويند از ملقاباد بود، و صحبت ابو حفص و ابو عثمان كرده بود و جنيد را ديده بود و كار او بزرگ بود و اندر مسجد شونيزيّه بنشستى، و وفاة او ببغداد بود اندر سنه ثمان و عشرين و ثلثمايه.
مرتعش گويد ارادة بازداشتن تن است از مرادهاء او و بازگشتن بامرهاى خداى و رضا دادن بر آنچه بر وى همىرود از واردات قضا.
ويرا گفتند فلان بر سر آب همىرود گفت نزديك من آنك خداى عزّ و جلّ او را توفيق مخالفت هواء خويش داده است بزرگتر از آنك اندر هوا بپرد.
و از ايشان بود ابو على احمد بن محمّد الرودبارى رحمة اللّه عليه، بغدادى بود و بمصر مقيم بود و وفاة وى آنجا بود اندر سنه نيّف و عشرين و ثلثمايه، صحبت جنيد و نورى و ابن جّلا و اين طبقه كرده بود و ظريفترين پيران بود.
ابو القاسم دمشقى گويد ابو على رودبارى را پرسيدند كه چگوئى اگر كسى ازين ملاهى سماع كند و گويد مرا اين حلالست كه من بدرجه رسيدهام كه اختلاف احوال اندر من اثر نكند گفت آرى برسيد و لكن بدوزخ.
ويرا پرسيدند از تصوّف گفت اين مذهبى است همه جدّ و هيچيز از هزل با وى مياميزيد[١].
منصور بن عبد اللّه گويد كى رودبارى گفت كه از غرورست كى تو زشت كنى و با تو نيكوئى كنند و انابت دست بدارى و توبه و چنان دانى كه با تو مسامحت همى كنند اندر خطاها كه بر تو مىرود و چنان دانى كى آن بسط حق است ترا.
وى گفت كه استاد من اندر تصوّف جنيد بودست و اندر فقه ابو العبّاس
[١] - مب: هيچ هزل باز آن نياميزد.