ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧١ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
هرگاه كه از احرام بيرون آمدمى، احرام از سر گرفتمى و وفاة وى اندر سنه تسعين و مأتين بود.
مردى او را گفت مرا وصيّتى كن گفت توشه بسيار برگير اين سفر را كى فرا پيش دارى.
و ازين طايفه بود ابو بكر دلف بن جحدر الشبلى رحمة اللّه عليه، بغدادى بود و آنجا بزرگ شده بود و اصل وى از اسروشنه بود و صحبت جنيد كرده بود و پيران كى اندر عصر او بودند، و يگانه روزگار بود بحال و ظرافت و علم، مالكى مذهب بود و هشتاد و هفت سال[١] عمر او بود و وفاة او اندر سنه اربع و ثلثين و ثلثمايه بود و تربت وى اندر بغداد است.
چون شبلى توبه كرد اندر مجلس خير النسّاج بدماوند آمد و گفت من اينجا امير بودهام، و مرا بحلّ كنيد و اندر بدايت مجاهدتى بر دست گرفت از حد برتر.
از استاد ابو على دقّاق شنيدم كه او چندين من نمك اندر چشم خويش كرد تا خواب نيايد ويرا، و اگر نيز چيزى نبود از تعظيم شرع نزديك او مگر آنك بكران دينورى حكايت كرد اندر آخر عمر وى، خود [بسيار][٢] بود گفت ويرا وضو ميدادم تخليل محاسن فراموش كردم دست من بگرفت و محاسن را خلال كرد.
ابو العباس بغدادى گويد كى شبلى اندر آخر ايّام خويش اين بيت همىگفت.
شعر:
|
و كم من موضع لو متّ فيه |
لكنت به نكالا فى العشيرة |
|
معنى اين آن بود كى بسيار جايها كه اگر آنجا بميرم اندر ميان اين قوم رسوا شوم، و اين با تحقير نفس شود.
[١] - مب: هشتاد و دو سال.
[٢] - مطابق متن عربى اضافه شد.« مب» چنين است: و تعظيم شرع بنزد او چنان بود كه بكران دينورى حكايت كرد گفت.