ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٥ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
و از ايشان بود ابو سليمان داود بن نصير الطائى حال او بزرگ بود يوسف همىگويد كه داود طائى بيست دينار ميراث يافت بيست سال همىخورد.
استاد ابو على دقّاق گفت سبب توبه داود طائى آن بود كه روزى اندر بغداد همىرفت ويرا از پيش حميد طوسى براندند باز نگريست حميد را ديد داود گفت اف بر اين دنيا كه حميد بر تو سابق است بدان در خانه نشست و مجاهدة و عبادت بر دست گرفت.
و ديگر گويند سبب توبه وى آن بود كه آواز نوحهگرى شنيدكى همىگفت:
|
باىّ خدّيك تبدّى البلى |
و اىّ عينيك اذا سالا |
|
معنى چنين بود كه بكدام رويت بود كى آن خاك بپوسانيد[١]، و كدام چشمت بود كه نخست بريخت.
و گويند سبب توبه و زهدش آن بود كى گفت با ابو حنيفه نشسته بودم و ابو حنيفه گفت كه يا با سليمان علم جمع كردى گفتم چه باقى ماندست گفت عمل[٢] بدان تنم با من منازعت كرد كه عزلت گير، گفتم با ايشان بنشينم و هيچ سخن نگويم بنشستم يكسال و سخن نگفتم و چون مسئله فرا رسيدى من بسخن تشنهتر بودمى از آنك تشنه بآب و سخن نگفتم آنگاه كارش آنجا رسيد كى رسيد.
گويند جنيد گفت حجّامى داود طائى را حجامت كرد و دينارى بوى داد گفتند اين اسراف بود گفت هركرا مروّة نبود عبادتش نبود.
و همه شب گفتى يا رب اندوه يافتن تو اندوهها از دلم بيرون كرد و خواب را از من جدا كرد.
و چون فرمان يافت يكى از صلحا ويرا بخواب ديد كه همىدويد گفتند چيست گفت اكنون برستهام از زندان، مرد بيدار شد بامداد بود، خبر برآمد كه داود طائى
[١] - بايد چنين ترجمه شود: پوسيدگى و تباهى در كدام يك از دو گونه تو پديد آمد.
[٢] - مب: يا با سليمان دست افزار محكم كرده آمد اكنون چه بايد كرد كار بند بايد بودن.