ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٨ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
پرسيدند او را كه زهد چيست گفت بچشم نقص اندر دنيا نگريستن و بر گذشتن از وى بعزيز كردن نفس خويش و ظريفى.
و از ايشان بود ابو بكر احمد بن نصر الزّقّاق الكبير از اقران جنيد بود از بزرگان مصر.
كتّانى گويد چون زقّاق فرمان يافت حجّت درويشان بريده شد از رفتن بمصر[١].
زقّاق گويد هركه اندر درويشى با تقوى صحبت نكرد[٢] حرام محض خورد.
محمّد بن عبد اللّه بن عبد العزيز گويد زقّاق گفت اندر تيه بنى اسرائيل راه گم كرديم بپانزده روز، چون باز راه افتادم، مردى لشكرى فرا من رسيد و مرا آب داد، سى سال قسوة آن آب در دل من بماند.
و از اين طايفه بود ابو عبد اللّه عمرو بن عثمان المكّى، ابو عبد اللّه نباجى را ديده بود و صحبت ابو سعيد خرّاز كرده بود و پيران ديگر، و پير حرم بود و امام اين طايفه اندر اصول طريقت و مرگ وى ببغداد بود اندر سنه احدى و تسعين و مأتين.
ابو بكر محمّد بن احمد گويد از عمرو بن عثمان شنيدم گفت هرچه اندر دل تو وهم افتد يا اندر مجارى فكرت تو پيدا آيد و اگر بخاطر تو گذر كند از معنى حسن[٣] يا بها يا انس يا ضياء يا جمال يا جسم يا نور يا شخص يا خيال خداوند سبحانه و تعالى از آن منزه است نبينى كى خداى عزّ و جلّ چه مىفرمايد. ليس كمثله شىء و هو السّميع البصير و گفت لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد.
[١] - اصل: بمصر شدن.
[٢] - متن عربى چنين است: من لم يصحبه التقوى فى فقره كه پارسيش چنين است: هركه در درويشى تقوى بهمراهش نبود.
[٣] - مب، اصل: جنس. مطابق متن عربى اصلاح شد.