ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٢٩ - باب چهل و هفتم در احوال اين طايفه وقت بيرون شدن از دنيا
[اتّفاق نيفتاد[١]]، اكنون چون بيافتم خويشتن از ميان بيرون بر و بسلامت برو[٢].
[بو عمران اصطخرى[٣] گويد ابو تراب نخشبى را ديدم در باديه، بر پاى، جان بحق تسليم كرده و هيچچيز او را نگاه نميداشت[٤]].
از ابو نصر سرّاج حكايت كنند كه سبب وفات نورى اين بيت بود [كه مىگفتند] شعر:
|
لا زلت انزل من ودادك منزلا |
تتحيّر الالباب عند نزوله |
|
[و چون] اين بيت بشنيد وجدش افتاد روى بصحرا نهاد، اندر نيستانى افتاد كه [آن[٥]] بدروده[٦] بودند و اثر آن نيها[٧] چون شمشير تيز مانده بود [او[٨]] در آنجا همىگرديد[٩] تا بامداد [و اين بيت همىگفت[١٠]] و خون از هر دو پاش همىدويد و هر دو پاى وى آماس كرده بود پس[١١] بيفتاد چون مستى و هر دو پاى وى تباه شد و در آن فروشد[١٢] او را بوقت نزع گفتند بگو لا اله الّا اللّه گفت نه با نزديك او[١٣] همىشويم.
ابراهيم خوّاص برى[١٤] بيمار شد و علّت اسهال داشت هر مجلسى كه[١٥]
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: تو خويشتن را در ميان افكندى برو بسلامت. بمتن عربى نزديكتر است.
[٣] - اصل: بو عمرو اصطرخى. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: درويده.
[٧] - اصل: بدين آن نيها. ظ: و بن آن نيها. متن عربى: و بقى اصوله مثل السيوف.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: مىدويد.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: و پايهاش آماه گرفت و.
[١٢]- مب: و پايها در آن بشد بمرد.
[١٣] - مب: وى.
[١٤] - مب: بشهر رى. متن عربى: فى المسجد الجامع بالرى. در مسجد جامع رى.
[١٥] - مب: هر وقت كى بحاجت.