ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٢٦ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
نبود و آن ناقض عادت باشد[١] و حاصل شود در زمان تكليف و اظهار كند بر بنده تخصيص و تفضيل او را، باشد كه حاصل شود باختيار و دعاء او[٢] [و باشد كه حاصل نيايد و باشد كه بىاختيار او پيدا آيد[٣]] اندر بعضى اوقات.
و ولى را بدعوت كردن خلق نفرمودهاند بخويشتن[٤] و اگر چيزى پديد كند بر آن كس كه اهل بود جايز بود[٥].
و اهل حق مختلفاند كه روا بود كه ولى داند كه[٦] او ولى است يا نه.
استاد [امام[٧]] ابو بكر فورك [رحمه اللّه[٨]] گفتى نشايد، كه خوفش[٩] بشود و امن واجب كند.
استاد ابو على [رحمه اللّه[١٠]] گفتى روا بود كه داند و اين گفتى و اين اختيار جايز دارد و ما نيز آن را برگزيدهايم و بدان گوييم[١١] [و اين[١٢]] واجب نيست در جمله اوليا تا هر يكى از ايشان[١٣] بداند كه [او[١٤]] ولى است [واجبا] و ليكن جائز
[١] - مب: بود.
[٢] - مب: و در زمان تكليف حاصل آيد و بر بنده پديد آيد كى وى را بدان تخصيص كنند و فضل نهند و بود كى باختيار و دعاء وى حاصل آيد. ظاهرا بايد گفته شود: باختيار و خواهش وى.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: و فرمودهاند بخواندن خلق بخويشتن.
[٥] - اصل: ظاهر گردد ازين بر كسى كه اهل اين باشد روا بود. خالى از مسامحه نيست.
[٦] - مب: خلاف كردهاند در ولى كى بداند كى.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - اصل: روا بود زيرا كه ترس ازو. خلاف متن عربى است. ظاهرا چنين بوده است:
روا نبود.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١]- اصل: گفتى روا بود كه داند و اين گفتى و اين اختيار او بود. غلط است. متن عربى:
و هو الذى نؤثره و نقول به. مترجم فعل« نؤثر» و« نقول» را كه متكلم مع الغير است مفرد مذكر غايب شمرده و« يؤثر» و« يقول» خوانده است.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: تا هر ولى.
[١٤] - مب: ندارد.