ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٢٨ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
و عظمت، حق را، از بسيارى خوف بيش بود[١].
و بدانك ولى پشت بكرامات بازنگذارد و باز آن ننگرد، بود كه ايشان اندر پديد آمدن چيزى از آن جنس، قوّت يقين بود و زيادت علم بود از آنك بحقيقت دانند كه آن فعل خدايست دليلى بود ايشانرا[٢] بر صحّت آنك ايشان [بر آنند از عقايد و در جمله قول بكرامات اوليا واجب است] و جمهور اهل حق[٣] بريناند و از بس خبرهاء متواتر اندرين از هرگونه، و حكايتها آمده است، علم ببودن او و ظاهر شدن آن، بر اوليا، علميست كه شك را بدان راه نيست[٤] و هركه در ميان اين طايفه افتد و حكايتهاى ايشان بشنود و خبرها، او را هيچ شك نماند اندرين جمله[٥].
و از دليلهاى اين جمله، يكى[٦] نصّ قرآنست اندر قصّه آصف بن برخيا يار[٧] سليمان ٧ [آنك] گفت انا آتيك به قبل ان يرتدّ اليك طرفك و آصف پيغامبر نبود.
از امير المؤمنين عمر[٨] رضى اللّه عنه [درست است[٩]] كه او گفت
[١] - مب: و آنچ ايشان از دل يابند از هيبت و تعظيم و اجلال حق تعالى بر بسيار بيم بيفزايد.
[٢] - مب: و بدان كى ولى را بر كرامتى كى بر وى پديد آيد مالت( ظ: مساكنت) و ملاحظت نبود و بود كى ايشانرا ظهور جنس آن قوت و بصيرت حاصل آيد اندر تحقيق آن كى فعل خداست بدان استدلال كنند.
[٣] - مب: و جمله اهل معرفت.
[٤] - مب: و از بسيارى تواتر اخبار و حكايات، علم بوجود و ظهور آن بر اوليا علمى قوى است كى در آن شكى و شبهتى نيست.
[٥] - مب: اين طايفه بود و حكايات و اخبار مىشنود ويرا بر جمله شبهتى بنماند.
[٦] - مب: و از جمله دلايل برين.
[٧] - مب: صاحب.
[٨]- مب: و اثر از عمر بن الخطاب.
[٩] - مب: ندارد.