ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣١٨ - باب بيست و پنجم در رضا
و لا تكونوا كالّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انكاثا هركه اندر صفت خويش مستقيم نبود از آنجا كه بود فراتر نشود و رفتن او بر طريق درست نبود [و] ابتداء اين كار بر شرط استقامت است همچنانكه حق عارف در نهايت [ادب «١»] استقامت است «٢» و نشان استقامت اهل بدايت آنست كه فترت بنيفتد اندر كار ايشان «٣» و نشان استقامت آن گروه كه از بدايت فراتر شدند [و بنهايت نرسيدند «١»] آنست كه فرو نمانند «٤»، و نشان استقامت اهل نهايت آن بود كه حجاب را اندر مواصلت ايشان راه «٥» نبود.
از استاد ابو على دقّاق شنيدم رحمه اللّه كه گفت استقامت بر سه درجه است تقويم است و استقامت و اقامت، تقويم، تأديب نفس بود و اقامت، تهذيب دلها و استقامت تقريب اسرار.
[بو بكر] صدّيق رضى اللّه عنه گويد اندر معنى قول خداى عزّ و جلّ «٦» [كى گفت ثمّ] استقاموا اى كه «٧» شرك نيارند.
______________________________
(١)- مب: ندارد.
(٢)- متن عربى: فمن شرط المستأنف الاستقامة فى احكام البداية كما ان من حق العارف الاستقامة فى آداب النهاية. پس يكى از وظايف مبتديان طريقت پايدارى در احكام بدايت و وظايفى است كه بر مبتدى واجب است چنانك حق عارف كه منتهى است پايدارى در آداب نهايت طريق است. اصل، مب: هر دو ناقص است.
(٣)- مب: كى اندر كارهاء ايشان فترت نيفتد.
(٤)- متن عربى: و من امارات اهل الوسائط ان لا يصحب منازلتهم وقفة: و يكى از نشانهاى متوسطان كه در نيمه راهند آنست كه ايست و وقفهاى با منازله ايشان همراه نباشد يعنى كه پيوسته و بيقراروار طى طريق كنند.
(٥)- مب: دخل.
(٦)- مب: گويد در قول خداى تعالى.
(٧)- مب: يعنى.