ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٣٢ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
مگر[١] از پير خويش [كه نگاه نبايد داشت[٢]] [و] اگر نفسى از نفسهاى[٣] خويش از پير پنهان دارد او را[٤] خيانت كرده باشد، بايد كى هرچه او را فرمايد آنرا گردن نهد بعقوبت آن خيانت كه كرده باشد امّا بسفرى كه او را تكليف كند يا آنچه فرمايد از پى آن شود[٥].
و روا نبود كه پير زلّت از مريدان اندر گذارد زيرا كه ضايع كردن حق خداى بود جلّ جلاله و تا آنگه كه مريد از همه علاقتها بيرون نيايد روا نبود كه پير او هيچيز تلقين كند از ذكرها، بلكه واجب بود كه تجربت كند او را، چون مريد را اندر آن صادق يابد و عزم وى درست بود شرط كند با وى كه هرچه پيش آيد اندر طريقت راضى بود از قضاهاى گوناگون، عهد كند با او كه ازين طريقت برنگردد بهرچه او را پيش آيد از سختى و ذلّ و درويشى و درد و بيمارى[٦] و [آنك] بدل ميل نكند بآسانى[٧]، و [شهوات و] رخصت نجويد، و تن آسانى و كاهلى پيشه
[١] - مب: سر خويش نگاه داشتن الا.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: يك نفس از انفاس.
[٤] - مب: ويرا در صحبت.
[٥] - مب: و اگر در آنچ پيرش اشارت كرده بود مخالفتى افتد بايد كى پيش شيخ مقر آيد در وقت پيش از آنك شيخ بر وى حكم كند مخالفت و خيانت را، منقاد باشد و گردن نهد اما بسفرى كى فرمايد و يا آنچ مصلحت حال وى در آن بود.
[٦] - مب: و پيران و مشايخ را نشايد تجاوز كردن از زلات مريدان از بهر آنك تضييع حق خداى كرده باشند و تا مريد از همه علايق مجرد نشود( روا نباشد) كى پير وى را ذكر تلقين كند چنان بايد كى امتحان كند ويرا و مىآزمايد چون دلش گواهى دهد بر صحت عزم مريدان بهنگام با وى شرط كند كى رضا دهد بهرچ ويرا پيش آيد از سختى و صبر و ذل و بيمارى و رنج و درد.
[٧] - مب: بآسانى نگردد.