ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٨٠ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
و گويد آفت بنده آنست كه بهرحال كه بود از خويشتن رضا دهد.
و ازين طايفه بود ابو الحسن علىّ بن احمد بن سهل البوشنجى رحمة اللّه عليه يكى بود از جوانمردان خراسان، ابو عثمانرا و ابن عطا و جريرى و ابو عمرو دمشقى را ديده بود، وفاة او اندر سنه ثمان و اربعين و ثلثمايه بود.
بوشنجى را پرسيدند كه مروت چيست گفت دست بداشتن از آنچه بر تو حرام است با كرام الكاتبين.
كسى او را گفت مرا دعا كن گفت خداى تو را از فتنه تو نگاهدارد.
و گويد اوّل ايمان بآخر پيوسته بود.
و از ايشان بود ابو عبد اللّه محمّد بن خفيف الشّيرازى رحمة اللّه عليه، صحبت رويم و جريرى و ابن عطا و پيران ديگر كرده بود و شيخ الشيوخ بود و يگانه وقت، وفاة او اندر سنه احدى و سبعين و ثلثمايه بود.
ابن خفيف گويد ارادت رنج دائم است و ترك راحت.
گويد مريد را هيچيز بتر از مسامحه نفس نبود اندر رخصت فرا پذيرفتن و تأويل جستن.
پرسيدند ويرا از قرب گفت قرب تو از وى بالتزام موافقت و قرب او از تو بدوام توفيق بود.
ابو عبد اللّه صوفى گويد ابو عبد اللّه خفيف گويد بسيار بود كى اندر ابتدا ركعتى نماز ده هزار بار قل هو اللّه احد برخواندمى و اندر يك ركعت همه قرآن برخواندمى و بسيار بودى كه از بامداد تا نماز ديگر هزار ركعت نماز كردمى.
ابو عبد اللّه گويد از ابو احمد صغير شنيدم كه روزى درويشى درآمد و فرا شيخ ابو عبد اللّه خفيف گفت مرا وسواس رنجه ميدارد شيخ گفت صوفيان كه من ديدم بر ديو سخرّيت كردندى اكنون ديو بر صوفى سخريّت همىكند.
ابو العباس كرخى گويد از ابو عبد اللّه خفيف شنيدم گفت از نوافل باز ماندم