ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٤٣ - باب پانجدهم در خشوع و تواضع
اندر دنيا. و انّ الفجّار لفى جحيم حرص بود اندر دنيا[١].
قوله تعالى فكّ رقبة رهائى بود از ذلّ حرص.
[و معنى اين آية انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت.
خداى عزّ و جلّ گويد من خواهم كه شما را از رجس پاك كنم كه رجس بخل و طمع بود و يطهّركم تطهيرا و شما را پاكيزه گردانم يعنى بسخاوت و ايثار[٢]].
و اندر ديگر آية قصّه سليمان ٧ گفت ربّ هب لى ملكا لا ينبغى لاحد من بعدى.
مرا ملكى ده كه از پس من كس را نباشد آن ملك يعنى مقامى اندر قناعت كه از اشكال خويش بدان يگانه باشم[٣] و راضى بقضاى تو.
و معنى آية ديگر لاعذّبنّه عذابا شديدا يعنى قناعتش[٤] بازستانم و ويرا بطمع مبتلا كنم يعنى دعا كنم تا خداى او را بدين مبتلا كند[٥].
بو يزيد را گفتند بچه يافتى اين چه يافتى گفت اسباب دنيا جمع كردم و برسن قناعت ببستم و اندر منجنيق صدق نهادم، و بدرياى نوميدى انداختم و براحت افتادم[٦].
عبد الوهّاب گويد بنزديك جنيد بودم بوقت موسم، بسيارى عجم و مولّدان گرد
[١] - مب: ان الابرار لفى نعيم و ان الفجار لفى جحيم در آن يكى گفتهاند كه نعيم قناعت است و درين يكى گفتهاند كه جحيم حرص است.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - اصل: يگانه باشم اندرو.
[٤] - مب: آن بود كه قناعتش.
[٥] - مب: يعنى از حق تعالى درخواهم تا بكند.
[٦] - مب: و برآسودم.