ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٧٧ - باب نهم در زهد
گفتهاند زهد دست بداشتن از دنيا است بىتكلّف.
نصر آبادى گويد زاهد اندر دنيا غريب بود و عارف اندر آخرت غريب بود.
و گفتهاند هركه اندر زهد صادق بود دنيا بخوارى پيش او آيد. [و از بهر اين گفتهاند اگر كلاهى از آسمان فرو افتد بر سر آن افتد كه نخواهد آنرا.
جنيد گويد زهد تهى دليست بر آنچه دست ازو خاليست][١].
ابو سليمان گفت صوف علامتى است از علامتهاى زهد نبايد كسى كه صوفى اندر پوشد قيمت آن سه درم، اندر دلش رغبت صوفى بود كه پنج درم ارزد[٢].
و پيشينگان اندر زهد اختلاف كردهاند. سفيان ثورى گويد و احمد حنبل و عيسى بن يوسف و پيران ديگر كه زهد اندر دنيا كوتاهى املست[٣].
عبد اللّه مبارك گويد زهد ايمنى بود بخداى با دوستى درويشى[٤].
[عبد الواحد بن زيد گويد زهد دست بداشتن دينارست و درم[٥]]
يوسف اسباط گويد از علامتهاى زهد آنست كى بداند كه بنده زهد نتواند ورزيد الّا بايمنى بخداى.
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: بو سليمان گويد از علامت زهد آنست كه اين كس صوفى در پوشد كه قيمتش سه درم بود و اندر دلش رغبت صوفى باشد كه پنج درم قيمت دارد. اصل: مطابق متن عربى است.
[٣] - مب: متن عربى اضافه دارد: و هذا الذى قالوه يحمل على انه من امارات الزهد و الاسباب الباعثة عليه و المعانى الموجبة له.
[٤] - متن عربى: و به قال شقيق البلخى و يوسف بن اسباط و هذا ايضا من امارات الزهد فانه لا يقوى العبد على الزهد الا بالثقة باللّه تعالى. و شقيق بلخى و يوسف اسباط هم بر سخن ابن مبارك رفتهاند و آن نيز از نشانهاى زهد است زيرا بنده زهد نتواند ورزيد مگر با وجود ايمنى دل بخداى تعالى. مب، اصل: هر دو نادرستست با اين تفاوت كه در« اصل» مطلب جابجا شده است.
[٥] - مب: ندارد.