ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٠٨ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
مالك انس[١] را بخواب ديدند گفتند خداى با تو چه كرد گفت خداى مرا بيامرزيد بآن كلمه كه عثمان عفّان رضى اللّه عنه گفتى چون جنازه ديدى[٢].
سبحان الحىّ الّذى لا يموت[٣].
و آن شب كه حسن [بصرى] فرمان يافت. بخواب ديدند، درهاى آسمان گشوده بودند و منادى ندا[٤] ميكرد كه حسن بصرى با خداى خويش آمد و خداى تعالى از وى خشنود شد[٥].
[از ابو بكر اشكيب شنيدم كه گفت استاد ابو سهل صعلوكى را بخواب ديدم و حالتى نيكو، گفتم يا استاد بچه يافتى آنچه يافتى گفت بظنّ نيكو بخداى خويش، بظنّ نيكو بخداى خويش، دو بار بگفت[٦]].
جاحظ را بخواب ديدند گفتند خداى با تو چه كرد [اين بيت] گفت:
|
فلا تكتب بخطّك غير شىء |
يسرّك فى القيامة ان تراه |
|
جنيد ابليس را [لعنه اللّه[٧]] بخواب ديد، برهنه، گفت شرم ندارى از
[١] - مب: انس بن مالك. اصل: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: بكلمه آن كلمه عثمان بن عفان كه چون جنازه ديدى گفتى.
[٣] - ترتيب اين روايات در نسخه عربى چنين است: ١- روايت سفيان ثورى.
٢- روايت ابو على از بو سهل صعلوكى.
٣- روايت مربوط به حسن بن عصام شيبانى.
٤- يكى ديگر را بخواب ديدند.
٥- حبيب عجمى را بخواب ديدند.
٦- روايت حسن بصرى و حبيب عجمى.
٧- مالك بن انس. ترتيب اين روايات در« مب» بمتن عربى نزديكتر است.
[٤] - مب: در آسمانها گشادند و منادى بانگ.
[٥] - مب: كى پيش خداى آمد و از وى راضى شد.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: ندارد.