ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١١٢ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
حكايت كنند كى ذو النّون مصرى كسى را نزديك بو يزيد فرستاد تا خبر او باز پرسد و صفت وى بداند مرد ببسطام آمد و سراى بو يزيد پرسيد اندر نزديك ابو يزيد شد بو يزيد او را گفت چه ميخواهى گفت بو يزيد را ميخواهم بو يزيد گفت بو يزيد كيست[١] ديرست تا من بو يزيد را ميجويم، مرد بيرون آمد و گفت اين ديوانه است با نزديك ذو النون شد و او را خبر داد كه بو يزيد را بر چه يافتم ذو النون بگريست و گفت برادر من بو يزيد بخداى شد با اقران خويش[٢].
و از آن جمله صحو و سكر است. صحو بازآمدن بود با حال خويش و حس و علم، با جاى آمدن پس از غيبت و سكر غيبتى بود بواردى قوى و سكر از غيبت زيادة بود از وجهى و آن آن بود كى صاحب سكر مبسوط بود چون اندر سكر تمام نبود خطر چيزها از دل وى بيفتد اندر حال سكر و آن حال تساكر بود كى وارد اندرو تمام نباشد و حس را اندرو گذر باشد[٣] و قوى گردد سكر تا بر غيبت بيفزايد [و] بسيار بود كى صاحب سكر اندر غيبت تمامتر بود از صاحب غيبت چون سكر او قوى بود و باشد كه صاحب غيبت اندر غيبت تمامتر بود از صاحب سكر اندر سكر چون متساكر گردد و غيبت تمام نباشد و غيبت بندگانرا بدان بود كه غلبه گيرد بر دل ايشان چيزى از موجب رغبت و رهبت و خوف و رجا و سكر نبود الّا خداوندان مواجيد را چون بنده را كشف كنند بنعت جمال، سكر حاصل آيد و طرب روح، و دلش از جاى برخيزد و اندرين معنى آوردهاند.
[١] - متن عربى: من ابو يزيد و اين ابو يزيد. بايزيد كيست و كجاست. مب: مشوش و ناقص است.
[٢] - متن عربى: ذهب فى الذاهبين الى اللّه. يعنى با ديگر كسان كه در خدا فانى شدند فانى گشت. الذاهبين: كنايه از مردگان و فنا شدگانست چنانكه در گفته قس بن ساعده:
فى الذاهبين الاولين من القرون لنا بصائر
و معنى آن نه چنانست كه در آيه شريفه: انى ذاهب الى ربى سيهه بن.
[٣] - مب: تا همينجا دارد آنهم ناقص و غير مطابق با متن عربى.