ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٩٢ - باب سى و ششم در خلق
خادمه از آن وى مىآمد و باب زنى[١] گرم تافته مىآورد و پاره بريان بر آن بود[٢] از دست خادمه[٣] بيفتاد پسركى طفل، آن[٤] قيس حاضر بود، آن باب زن بر وى افتاد آن پسر [حالى] بمرد در وقت كنيزك از آن مدهوش شد[٥]، كنيزك را گفت مترس آزاد كردم ترا براى خدايرا عزّ و جلّ[٦].
شاه كرمانى گويد علامت نيكوخوئى[٧] رنج بازداشتن است و بار مردمان كشيدن[٨].
پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت شما مردمانرا بمال خشنود نتوانى[٩] كردن، بگشادگى روى و نيكو خوى خشنود كنيد ايشانرا[١٠].
ذو النّون را گفتند اندوه كرا بيشتر از مردمان گفت بدخوىترين را[١١].
وهب [بن منبّه] گويد هيچ بنده نبود كه خوئى[١٢] بر دست گيرد چهل روز و عادت كند كه نه طبيعت گردد وى را[١٣].
[١] - مب: تابه. اصل: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: بر وى.
[٣] - مب: وى.
[٤] - مب: پسرى از آن.
[٥] - مب: كنيزك حالى از آن حادثه بيهوش گشت.
[٦] - مب: كى تو را آزاد كردم براى خداى.
[٧] - مب: خلق نيكو.
[٨]- مب: از خلق و بار كشيدن ايشان را.
[٩] - مب: نتوانيد.
[١٠] - مب: بتازه روى و نيكوخوى خشنودى ايشان بجوييد.
[١١] - مب: اندوه كى بيشتر گفت آنرا كى بدخوى است.
[١٢] - مب: خوى بد.
[١٣] - اصل: آن را الا او را طبيعت. متن عربى: الا جعل اللّه ذلك طبيعة فيه. مگر كه خداى آن را طبيعت وى گرداند.