ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٢٠ - باب پنجاه و دوم در سماع
پس از آنك در آن معاودتى كرده آمد[١] گفت پيران گفتهاند هرچه دل تو با خداى جمع كند باكى نيست بدان[٢].
ابن عبّاس [رضى اللّه عنهما[٣]] گويد خداى تعالى وحى كرد بموسى ٧ گفت[٤] من ترا [ده[٥]] هزار سمع آفريدم تا سخن [من] بشنودى و ده هزار زبان آفريدم تا مرا جواب[٦] دادى و دوسترين چيزى بر من و نزديكترين چيزى بمن آنست كه صلوات دهى بر محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم[٧].
[و كسى بخواب ديد كه پيغامبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم غلط بزرگست اندرين يعنى اندر سماع.
از ابو الحارث الاولاسى[٨] حكايت كنند كه گفت ابليس را بخواب ديدم، در اولاس، بر بامى و جماعتى بر دست راست او و جماعتى بر دست چپ او و من بر بام ديگر بودم و ايشان جامهاء نيكو پوشيده داشتند، گروهى از ايشان گفتند[٩] بگوئيد ايشان آوازها بركشيدند من چنان شدم كه خواستم كه خويشتن از آن بام بيفكنم از خوشى آواز ايشان پس گفت رقص كنند ايشان رقص كردند كه از آن نيكوتر و خوشتر نبود پس ابليس مرا گفت يا ابا الحارث هيچيز نيافتم كه بدان بهانه نزديك شما آيم مگر اين[١٠]].
[١] - مب: مرا از آن امساك فرمود پس از معاودت بسيار.
[٢] - مب: باكى نبود.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: كى حق عز و علا بموسى ٧ وحى فرستاد كى.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: جواب من.
[٧] - مب: و دوسترين و بزرگترين چيزى بر من آنست كى صلوات بسيار فرستى بر محمد صلوات اللّه و سلامه عليه.
[٨] - اصل: الاوسى. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٩]- متن عربى: فقال لطائفة منهم. گروهى از ايشان را گفت.
[١٠] - متن عربى: ما اصبت شيئا ادخل به عليكم الا هذا. هيچچيز نيافتم كه بسبب آن بدل شما راه يابم مگر اين سماع. مب: ندارد.