ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٣٣ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
نگيرد زيرا كه ايستادن مريد بتر بود از فترت او[١].
و فرق بود ميان فترت و وقفت و فرق[٢] آن بود كه فترت بازگشتن بود از ارادت و بيرون آمدن از آن طريق[٣] [و] وقفت ايستادن بود از راه رفتن بخوش آمد [كسلى و كاهلى] و هر مريد كه در ابتداى كار كاهلى پيشه گيرد ازو هيچيز[٤] نيايد.
و چون پير او را[٥] امتحان كرد واجب بود بر وى كه ذكر او را[٦] تلقين كند[٧] [چنانك پير صواب بيند] گويد تا آن نام بر زبان همىگويد[٨] پس بفرمايد[٩] تا دل با زبان[١٠] راست دارد و گويد تا دايم بر آن ذكر باشد چنانك پندارى كه دائم با خداى خويش است و تا توانى بر زبانت جز آن ذكر نرود[١١].
و فرمايد تا دائم[١٢] بر طهارت باشد و نخسبد مگر از غلبه خواب و از طعام
[١] - مب: كه فرو ايستادن مريد بتر از فترت بود.
[٢] - مب: و فرق وقفت و فترت.
[٣] - مب: و از آن بيرون آمدن.
[٤] - مب: از كار فرو ايستد از وى چيزى.
[٥] - مب: ويرا.
[٦] - مب: بر وى واجب آمد كى ويرا ذكر.
[٧] - مب: كند از ذكرها.
[٨]- مب: و فرمايد تا آن ذكر مىگويد بزبان.
[٩] - مب: فرمايدش.
[١٠] - مب: و زفان.
[١١] - مب: و بگويد تا بر آن مداومت كند و چنان پندارد كى گويى بدل با خداى استى و هيچچيز نرود بر زبان وى مگر آن چيز كى تلقين گرفته بود.
[١٢] - مب: پس فرمايدش پيوسته تا.